سلام
پيرو صحبتهاي قبليمون كه فيلدهاي زمين شناسي جدا جدا برگزار ميشه و اينكه اگر بخواد اين جداسازي همين جوري پيش بره ، مشكلاتي پيش مياد كه امروز ميخوايم درباره اونها بحث كنيم .
اولين مشكلي كه پيش مياد اينه كه چون ساختمون علوم انساني را در زمان طاغوت ساختن ، نقشه ي اون با فرهنگ ما مطابقت نداره و بايد نقشه را تغيير بدن . ما هم براي اينكه كمكي كرده باشيم اين نقشه را خودمون براشون تهيه كرديم و تازه مزايا و معايبش هم همينجا ميگيم و نظر شما هم در اين مورد ميپرسيم .
بالاخره دانشگاه مال شما هست . شما ميخوايد توش درس بخونين .
حق طبيعي شما هست كه در موردش نظر بدين و اونا هم بايد ساختمون را طبق نظر شما درست كنن .
عكسي كه در زير ميبينيد در واقع نقشه ي پيشنهادي اين وبلاگ هست براي ساختمون دانشگاه . البته يه توضيحاتي لازم داره كه من الان ميگم :

اول اينكه نقطه هاي سياه ، دانشجوها هستن .
در ضمن هر جا رنگ قرمز ديديد ، يعني انتظامات ( حراست )
خنده نداره . اتفاقا حساس ترين جايي كه بايد انتظامات مواظب باشه همون سرويس بهداشتي هست .
براي اينكه هر كس نره اونجا هر كاري دلش خواست بكنه .
بالاخره دانشجو هستن . شايد برن اونجا كارهاي سياسي بكنن .
اون خط قرمز وسط هم با اون اضافاتش در واقع سيم خاردار اسلامي هست . نصفه بالايي سيم خاردار خواهران هست و نصفه ي پاييني مربوط به برادران .
. تا اينكه يه وقت پسرها با دخترها جرقه نزنن .
ديوارها هم بايد بلند باشه .
موبايل هم نبايد آنتن بده .
تمام آينه ها بايد از سرويس بهداشتي خواهران جمع آوري بشه .
براي دخترها استاد بايد زن باشه و چادري هم باشه .
براي پسرها استاد بايد مرد باشه و ريش داشته باشه .
براي آزمايشگاه فتو چون استاد خانم نداريم ، آقاي قياسي مجبوره خودش اين درس را براي دو تا گروه ارائه بده ولي براي خواهران بايد با پوشش اسلامي درس بده ( چادر ملي )
ضمنا از اين به بعد فيلدها كه جدا شده هيچ بايد راننده ها هم جدا بشن .
يعني براي آقايون راننده هاي مرد و براي خواهران هم چون راننده زن نداريم ، خانم بيات با ماشين خودش بايد طي چند مرحله بره فيلد و هر بار يه عده از دخترها را ببره . تعداد دختر ها هم كه ماشالله ماشالله ...
خانم بيات بايد فكر اتوبوس باشه .....
در ضمن چون آزمايشگاههاي زمين شناسي از هم جدا شده ،
بايد نمونه ها هم از هم جدا بشه . يعني چي ؟
مثلا توي آزمايشگاه ماكروفسيل بايد نمونه هاي صدف دوكفه اي ماده را براي خواهران و صدفهاي دوكفه اي نر را براي برادران توي آزمايشگاه خودشون قرار بدن .
خلاصه ، تمام فسيلهاي نر و ماده بايد از هم جدا بشه
.تشخيص نر و ماده بودنشون هم كه كاري نداره .
. دكتر احمدي با يه نگاه همشون را جـدا مي كنه .
گفتم دكتر احمدي يادم به شعرش افتاد . البته اين شعر قديمي هست ولي براي دانشجوهاي ترم بوقي بد نيست ...
الا دکتــر که داری علم بسیـــــار / قبول داریم تو را ماها هزار بار
تمام چینه هار را کُرله کردی / تمام چینه دانهـــا کُله کردی
تویی بابای علم چینه ي ما / تویی جدّ تمام این فسیلها
هر آنکس از فسیل و چینه گوید / نخست بـــاید که نام تو بگوید
به دنبــال تـــو و علمت رقیبــــــان / سبیل و خسرو و حتی بابام جان
راستي يكي دو هفته قبل يه يادي از مهندس ثابت كرديم ولي يادم رفت بگم كه الان با خانواده شون توي مالزي دارن ادامه تحصيل ميدن .
يه عكس هم ازش دارم كه خيلي باحاله . ببينيد :
حالا نو بت به معما رسيد .
اين دفعه به كسي جوابشو از قبل نميگم . بايد خودتون دقت كنين تا متوجه بشين .
ضمنا توي اون موضوع كه درباره روز معلم نوشتيم اسم اين استاد هم بود .
اين هم براي راهنمايي ...
يكي استاد باشد نمره اش بيست
چو او استــاد در دنيا دگر نيست
ولي استاد ما ، نـامــرد بــاشد
هر آن كس گفت اين استاد ما كيست
يه عكس جالب هم دارم براتون كه از قسمت نيازمنديهاي روزنامه خبر گرفتم ...
بدون هيچ توضيحي خودتون ببينيد :
