سلام
استاد محترم مبانی کامپیوتر و کلیه اساتید دیگه دانشگاه ؛
*** این چهره واقعی منه ***

نام من سینــا و وبلاگ پیشه ام *** ریشه دانشگه آزاد را من تیشه ام
من از طرف همه اینا دارم حرف میزنم .
حرف دل تک تک همین دانشجوها که امثال افقه و پورزرقان و ... با سرنوشتشون بازی کردن و هیچ کس هم پیگیرشون نشد .
اگر واقعا علاقه مند به پیگیری هستین
امروز واقعیتهای تلخی از همین دانشگاه
براتون میگم که تا حالا نگفته بودم
وجدانا اگر اهل پیگیری هستین ، به جای اینکه این وبلاگ را پیگیری کنید – قضیه پورزرقان را پیگیری کنید .
چرا ماجرای استادی ( پورزرقان ) که با پررویی تمام سر کلاس از بچه ها نفری 6000 تومن پول میگیره تا یک نمره بهشون بده را پیگیری نمیکنید ؟
چرا دکتر افقه که اون موقعها مدیر گروه بود نمیگه " من از این ماجرا خبر نداشتم "
برای اینکه خبر داشت . برای اینکه همون کسانی که این پول را ندادن و به افقه خبر دادن که استادتون داره با آبروی شما و بخش زمین شناسی بازی میکنه ، سه ترم پیاپی ژئوفیزیک میگرفتن و می افتادن .
ترمی خدا تومن از بچه ها پول میگیرید . یه جو غیرت داشته باشید با اندازه یک کارگر افغانی براشون احترام قائل باشید .
هر کدوم از دانشجوها چه مبلغی برای زمین شناسی اقتصادی پرداخت میکنن ؟
آیا این مبلغ به اندازه هزینه دو شب مسافرخونه درپیت نمیشد که دانشجوها باید تو نمازخونه دانشگاه آزاد کرمان بخوابن و توی دستشویی با شیلنگ آب سرد دوش بگیرن ؟
چرا این چیزا را پیگیری نمیکنید ؟
مثلا ناراحت شدین که چرا عکس شما در حالت خواب گرفته شده و تو وبلاگ هست ؟
ولی آیا کسی اومد زیر اون عکس شما بنویسه به خاطر دعوایی که تو همون فیلد با راننده اتوبوس کردین و راننده هم برای لجبازی با شما مسیر را اشتباه رفت ؟
آیا کسی زیر عکس شما نوشت که خوابیدن شما باعث شد راننده مسیر را اشتباه بره و یک روز از فیلد بچه ها خراب بشه و بعدش هم با هزار مکافات از جاده های خاکی و رد شدن از رودخونه و ... رسیدن به مقصد .
مگه همین دکتر رستگار که شور میزد " سازنده های این وبلاگ یه مشت بیکار و عقده ای هستن " برای همون فیلد از تک تک بچه ها امضا نگرفت که همه مسئولیت با خودشونه ؟
یعنی دانشجو باید پول بده درسی را بگیره بعد موقع فیلد رفتن هم امضا بده که همه مسئولیت با خودشه ؟ پس دانشگاه این وسط چه کاره هست ؟
شما بشو قاضی :
چند ترم باید بچه ها را ببرن فیلد منطقه داریان تا مقاطع چینه شناسی دکتر افقه کامل بشه ؟
خود ابوذر که نقشه های زمین شناسی را برای بچه های دانشگاه میکشید ، قسم میخورد که یکی از ترمها که بچه های عملیات صحرایی دکتر افقه برای نقشه اومده بودن پیشش ،
حتی طول و عرض جغرافیایی منطقه را هم تهیه نکرده بودن .
و سر گروهشون که مهدی رحمانیان بود گفت همون نقشه ترم قبلی ها خوبه .
فقط چند ثانیه ای به طول جغرافیاییش اضافه کن .
حتی بچه های 80 هم هر دو ترم همین منطقه را کار کردن .
توی عکسهاشون هم میتونید جای اسپری رنگ گروه های قبلی را روی زمین ببینید .
اون همه مقاطع زمین شناسی که بچه ها سابیدن کو ؟
سراغشون را از دکتر افقه بگیرید .
چرا پایان نامه دکترای آقای اسماعیل بیگ به تاخیر می افته ولی حاضر نیست به خاطر کارهای شخصی خودش از بچه ها حمالی بکشه ؟
من با این وبلاگ میخواستم فرق بین افقه ها و اسماعیل بیگها را به همه نشون بدم .
اصلا چرا مسایل را قاطی میکنید ؟
چرا هدف این وبلاگ را با مسایلی مثل : بردن آبروی اساتید یا بردن آبروی دختر مردم یا مسایل غیر اخلاقی عوض میکنید ؟
فرض کنیم که یه عده دختر و پسر با هم رفتن فیلد و دارن کنار هم هندونه میخورن و عکسشون توی این وبلاگه . شما اصلا از ماجرای اون فیلد خبر دارید ؟
اصلا میدونید که اون فیلد خصوصی برگزار شد و حتی مسئولین دانشگاه هم خبر دار نشدن .
خبر دارید که مهندس جهان سیر اون فیلد را برگزار کرد و همه به دلخواه خودشون اومدن فیلد ؟ اصلا درس زمین شناسی دریایی که فیلد نداره .
مطمئن باشید دختری که به دلخواه خودش فیلد خصوصی میاد و میبینه که موقع رقصیدن دارن ازش فیلم میگیرن ، از اینکه عکسش تو وبلاگ باشه ناراحت نمیشه .
اگر هدف من بردن آبروی دخترا و اساتید بود ، کافی بود یه تکه فیلم از رقصیدن اون دخترا و پسرا تو فیلد محیط زیست جهان سیر میزدم توبلاگ میزدم .
یا فیلم مشروب خوردن جهان سیر با دانشجوهای 80 و 81
خدا شاهده که این عکسها مربوط به همون فیلده و جهان سیر با چندتا از بچه ها اونقدر خوردن که تو راه برگشت نمیشد به قیافشون نگاه کرد .
اگر کسی این کاره باشه از قیافه جهان سیر میفهمه که توی فیلد چی به سر خودش آورده .
توی فیلد آذرین دکتر کریمی - مهرماه هشتاد و دو ، چهار نفر از دانشجوها و دو نفر راننده اتوبوس – اونقدر مشروب خوردن که دو نفر را توی معدن نیریز جا گذاشتن و بعد از نیم ساعت برگشتن و اون دو نفر را هم سوار کردن .
یعنی دکتر کریمی چیزی از این ماجرا نفهمید ؟
تو همون فیلد صدای جیغ دخترا از اتوبوسشون میومد وقتیکه دو تا راننده مست ، توی جاده خاکی از همدیگه سبقت میگرفتن .
مسئولیت جون اون همه دانشجو با کی بود ؟ با همون راننده های مست و خراب ؟
آیا برای اون قضیه هم کسی پیگیری کرد ؟
چندتا آدرس بهتون میدم برید و چک کنید ولی خداوکیلی همون جور که از این وبلاگ سر کلاساتون بدگویی میکنید ، نتیجه اینا را هم سر کلاستون بگید .
سری به بایگانی بخش امتحانات دانشگاه بزنید :
محمد رضا راد منش : ورودی 80 – درس زمین شناسی ساختمانی – مهندس ثابت
اگر این دانشجو غیر از اسمش توی برگه امتحان چیزی نوشته بود ، من شخصا این وبلاگ را تعطیل می کنم . ( نمره 12 )
ابوذر آزاد راد – ورودی 80 – درس فتوژئولوژی – مهندس ثابت
این هم مثل قبلیه . من خودم شاهد بودم که برگه سفید تحویل داد ... ( نمره 5/16 )
ترم تابستون 82 ابراهیم جمشید زاده ورودی 81 جای مهدی رحمانیان ریاضی 1 امتحان داد
استاد درس هم آقای کلاهی بود .
همه هم فهمیدن و آقای فلاح هم اونو از سر جلسه بلند کرد و برگشو گرفت .
ولی هیچ اتفاقی نیافتاد . جرم این کار چیه ؟ چرا هیچ برخوردی باهاش نشد ؟
این قضیه را هم پیگیری کنید :
ایمان کاروانیان – ورودی 80 – درس چینه شناسی – دکتر افقه
بیچاره از ترس اینکه مبادا دکتر بهش نمره نده چند هفته قبل از امتحان درس را حذف نهایی کرد و اصلا سر جلسه امتحان نرفت . ولی جالب اینکه همون روز که امتحان گرفته شد دکتر افقه نمرات را پشت شیشه زد و همه بچه های 80 شاهد هستن که ایمان کاروانیان اسمش تو لیست بود و نمره 14 گرفته بود .
یعنی ماجرا از کیلویی نمره دادن هم گذشته .
حتی دکتر افقه از روی برگه ها هم نمره نداده . از روی لیست کلاسیش نمره ها را تقسیم کرده و متوجه نشده که این دانشجو اصلا سر جلسه نیومده و غیبت داشته .
از دزدیهایی که تو جشن های فارغ التحصیلی بچه های زمین شناسی بود بگم ؟
یا از ماجراهای مرکز رایانه زمین شناسی ؟
جناب دکتر اسدی
شما خودتون موسس این مرکز بودین و طرحتون واقعا فوق العاده بود .
هیچ رشته ای تو دانشگاه صدرا برای خودش یک مرکز رایانه مستقل نداشت .
این باعث افتخار برای بچه های رشته ما بود که استادی مثل شما داریم و همچین مرکزی با حمایت شما و هزینه شخصی دانشجوها درست شده .
ولی آیا شما از اتفاقاتی هم که تو مرکز میافتاد خبردار هستین ؟
از اتفاقاتی که چندسال پیش تو اتاق مقطع گیری افتاد با خبر هستین ؟
از ماجرایی که همون سال توی اتاق ماکت سازی اتفاق افتاد چیزی میدونید ؟
کلام آخر :
تمام این مطالبی که امروز نوشتم عین حقیقته .
بعضی از این موضوعات را تا حالا ننوشته بودم ولی امروز دیگه وقتش بود .
اگر قصد من آبروریزی بود یا دروغ بستن به اساتید دانشگاه ،
چرا تا حالا از این اتهامات به دکتر اسماعیل بیگ نسبت ندادم ؟
این چیزایی هم که گفتم به عنوان نمونه بود .
تازه من هنوز چیزی از مسایل غیراخلاقی تو دانشگاه نگفتم .
از دانشجوهایی که اخراج شدن و خبری هم ازشون نیست .
به هر حال ما این راهی را که پیش گرفتیم ، ادامه خواهیم داد و مطمئن باشید وجود همچین مکانهایی برای برملا شدن افتضاحات دانشگاه لازمه .
از شما هم میخوام که روشنفکرانه تر از قبل به قضیه نگاه کنید و حتی شما اساتید هم نظرتون را اینجا مطرح کنید .
هر چند افقه و پورزرقان و دکتر اسدی ( برادرتون ) حرفی برای گفتن نخواهند داشت ولی در این وبلاگ به روی همه باز هست .
اصلا اون روزی که قرار هست با اساتید بخش در مورد این وبلاگ تشکیل جلسه بدین ، یک وبلاگ دسته جمعی هم درست کنید و حرفاتون را توش منعکس کنید تا دانشجوها خودشون بیان و مسایل را با هم مقایسه بکنن و خودشون هم قضاوت بکنن .
منم قول میدم آدرس وبلاگ اساتید را توی وبلاگ خودم لینک کنم .
در آخر باید بگم : نگاهی به آمار بازدید روزانه این وبلاگ و نظرات دانشجوهاتون هم بکنید . اینها فقط یه مشت عدد نیستند . اینا واقعیتهایی هستن که بعضیا دارن ازش فرار میکنن .
*********************
سه روز دیگه روز دانشجو هست .
پیشاپیش این روز را به همه تبریک میگم .
از همه شما میخوام که روز 16 آذر بیاین تو این وبلاگ چون 6 تا هدیه ناب براتون در نظر گرفتم . مطمئن باشید از هر ورودی که باشید از این هدایا لذت خواهید برد .
زحمت زیادی برای هدیه ها کشیده شده و مطمئن باشید که با دریافت این هدایا زحمتتون توی کلاس و امتحانات پایان ترم خیلی کم میشه .
بیشتر ازین نمیتونم بگم . قضیه لو میره .
وعده ما 16 آذر ( روز دانشجو ) تو همین وبلاگ
