تبليغاتX
زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

زمین شناسی

سلام

این عکس را که قبلا دیدین .

هم تو این وبلاگ هم درب ورودی دانشکده انسانی خودمون .

 

امروز میخوام نمونه هایی از این تذکرات را تو دانشگاههای دیگه به شما نشون بدم .

در واقع باز هم میخوام دانشگاه خودمون را با دانشگاههای دیگه مقایسه کنم .

این عکس را از وبلاگ دوستمون انتخاب کردم . ببینید :

 همون جور که میبینید ، اگر بخوایم این شرایطی که تو این اطلاعیه گفته شده را تو دانشگاه خودمون اجرا کنیم ، همه پسرا باید از دانشگاه اخراج بشن .

 و اما در مورد خواهران  ( رسیدیم به جاهای خوب که همه در موردش نظر میدن )

در این مورد هم تصور کنید :

قرار باشه دخترای دانشگاه آزادی با شلوار و مانتو گشاد – مانتو تا زیر زانو  و کفش و جوراب ساده و ناخن کوتاه و بدون آرایش و ...

 

* وجدانا نسل دخترا منقرض میشه *

 

و اما ماجرای همین دانشگاه در مورد پسران و موبایلهاشون :

البته تو این اطلاعیه چند تا گزینه فراموش شده که من براتون میگم .

استفاده از موارد زیر هم خلاف قوانین و مقررات دانشگاهی است :

 

-         عدم تلفن دوربین همراه دار

-         همراه عدم دوربین تلفن دار

-         دوربین همراه تلفن عدم دار

 

تازه با خبر شدیم که خواهران شاغل توی وزارت ارشاد بدون شلوار در محل کارشون حاضر میشن ( استغفروالله )

و ضمنا از البسه های رنگی استفاده میکنند . ( گور به گور بشن الهی )

* به یزدان که گر ما خرد داشتیم *** کجا این سرانجـــــام بد داشتیم *

 

***************

و اما هندونه شب یلدا و ...

 

این بچه های ورودی ۸۰ :

 

 

 

 این هم بچه های ورودی ۸۲ :

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387ساعت 21:4  توسط سینا  | 

 

 

چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد ** من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک

 

سلام

من هنوز هستم و همچنان این مسیری که پیش گرفتم را ادامه خواهم داد .

تو این مسیر هم به کمک همه شما دوستان و همراهان احتیاج دارم .

 

بعضی از دانشجوها تو نظراتشون گفتن که مطالب این وبلاگ قدیمیه و عکسهاش مربوط به چند سال پیش هست .

من همیشه سعی میکنم که مطالبمون موضوع روز باشه و معمولا مطالبی را مینویسم که با عکس باشه و در واقع سند مطالب ما همین عکسهامون هست .

ولی چون من دیگه دانشجو نیستم و نمیتونم به راحتی از اخبار دانشگاه مطلع بشم ،

اطلاعات من از اوضاع و احوال دانشگاه با کمک خود شما هست و فیلمها و عکسهایی که برای من میفرستید . نمونه اش همون فیلم اتوبوس دانشگاه که دود ازش بیرون میزد .

 

هر عکسی توی هر فیلدی گرفتید یا هر فیلمی که دارید و جالبه را میتونید برای ما بفرستید تا توی وبلاگ بزاریم . اگر هم از هر کدوم از اساتید بخش عکس میخواین تو نظراتتون بنویسید .

 

با ما تماس بگیرید : sins_raz_80@yahoo.com

 

و اما موضوع امروز :

اینبار هم با یه عکس شروع میکنیم ولی باید خوب به این عکس دقت کنید :

 

 

 

تو نظر اول ، تیتر این خبر بسیار جالب توجه هست . چون برای دانشگاهی مثل واحد ارسنجان – 12 رشته به نظر خیلی زیاد میاد .

ولی همون جور که میبینید نوشته  (( 12 رشته جدید ))

یعنی چند رشته ای هم از قبل تو این دانشکده وجود داشته . با احتساب اینکه مثلا 5 رشته از اول تو این دانشکده وجود داشته ، و این 12 تا رشته هم اضافه بشه ، رو هم رفته میشه 17 تا رشته که تقریبا اندازه شیراز میشه .

 

خوب از دو جنبه میشه به این قضیه نگاه کرد :

1 – دانشگاههای شهرستانها دارن به سرعت پیشرفت میکنن و خودشون را به سطح دانشگاههای مراکز استان میرسونن .

2 – دانشگاه آزاد شیراز همین جوری درجا زده و همه دارن ازش رد میشن

 

البته موضع امروزمون ماورای این صحبتها هست !

 

حالا این عکس را نگاه کنید :

 

 

این عکس تکه ای از همون عکس بالایی هست که بزرگ شده .

متن خبر را بخونید تا بیشتر متعجب بشید .

درواقع :

25 = 8 + 12 + 5

 

یعنی تا چند ماه آینده ، دانشگاه آزاد ارسنجان دارای حداقل 25 رشته تحصیلی میشه .

 

حالا هر کس بتونه 25 تا رشته تحصیلی را تو دانشگاه آزاد شیراز ( تمام واحدها ) اسم ببره از طرف این وبلاگ یه دستگاه 206 صندوق دار بهش اهدا میکنیم .

 

*****************

 

اگر یادتون باشه چند وقت پیش تعدادی تست از دانشگاه آزاد زدیم تو وبلاگ و بعضیا هم گفتن اینا الکی هست و ...

یکی از تستها این بود :

 

دانشگاه آزاد ، در کدام یک از مکان های زیر شعبه ندارد؟
- دارقوز آباد

- قیرقوز آباد

- چلغوز آباد
- شنگول آباد

- منگول آباد
- قمبل آباد
- جزیره ناخدا سیلور

 

 

تازه ، غیر از کلمه بیرم ، توی متن خبر هم نوشته :

" دانشگاه آزاد بیرم ، پس از دانشگاههای خنج – عوض – و گراش ، چهارمین  مرکز دانشگاهی است که زیر نظر واحد لارستان میباشد "

... فعلا این واحد توی یک ساختمان اجاره ای هست و ...

 

حالا برای اینکه فضا به فضای رشته خودمون و دانشگاه خودمون نزدیک بشه ، یه عکس هم از دکتر کریمی براتون انتخاب کردم .

 

 

 

و اما نوبت رسید به معمای تصویری امروز :

به نظر شما این استادی که بچه ها باهاش عکس گرفتن ، چه درسی ارائه میده ؟

 

 

 

البته در سمت راست عکس چهره های آشنایی هم دیده میشه !!!

 

 

دوستان و همراهان همیشگی این وبلاگ :

در صورتی که برای این وبلاگ هر اتفاقی افتاد - میتونید ادامه مطالب ما را از آدرسهای زیر دنبال کنید . البته الان هنوز توی این وبلاگها چیزی نوشته نشده و ما هم محکم و استوار با همین وب ادامه میدیم .

 

 

www.geo80.blogfa.com

 

 

www.geo81.blogfa.com

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1387ساعت 8:32  توسط سینا  | 

* در کوچه درس رهگذاریم هنوز *

* وین راه دراز می سپاریم هنـوز *

* از تـرم نخست ، سالها می گذرد *

* ما واحد پاس نکرده داریم هنـوز *

 

سلام به همه دانشجویان عزیز ...

اصلا سلام به همه دانشجویان دنیا از هر رشته ای که هستن .

 

امروز ، روز دانشجو هست

 

از طرف این وبلاگ ، این روز را به همه دانشجویان تبریک میگیم .

انشالله که دوران دانشجوییتون خیلی طول نکشه و زود فارغ التحصیل بشید و برید دنبال کار و زندگی ...

 

عجله نکنید . برای این مطلب وبلاگ و به مناسبت این روز فرخنده ، برای همه شما دانشجویان زمین شناسی  هدیه دارم .

 

هدیه این بارمون با دفعات قبلی متفاوت هست .

اول اجازه بدین موضوع امروز را بگیم ، هدیه ها هم به موقع خودش .

 

موضوع امروزمون در مورد جزوه و جزوه نویسی در دانشگاه هست و هدیه هامون هم در همین رابطه هست .

 

: اول یه سوال بسیار بسیار بسیار مهم :

 

یه قانون هست که میگه :

 

دختران دانشگاه آزاد ، یا خوشکل هستن یا درسخون

 

کلا نظرتون درباره این قانون چیه ؟ لطفا تو نظراتتون بنویسید

 

و اما موضع امروز :

دانشجوها بر اساس نوشتن یا ننوشتن جزوه و همچنین چطور جزوه نوشتنشون به چند دسته تقسیم میشن :

اول پسرا : 

گروه 1: افرادي خرخون و معمولا عینکی  که جزوه رو برای خودش و رضاي خدا مينويسه و هر شب جزوه ها رو دوره ميکنه . جزوه های این افراد در روزهای قبل از امتحانات خیلی دست به دست میشه . تو جزوه های اين جور افراد معمولا چند رنگ خودکار به کار میره . جمعيت اين گروه تو دانشگاه خيلی کمه

گروه 2: افرادي که جزوه ها رو  براي اينکه روزي به يکي از دخترها بدن ، مينويسن. 

توی اين جزوه ها  از حداکثر رنگهاي ممکن ( در بعضي روايتها تا 12 رنگ ) به همراه لاک غلط‌گيري و جوهرپاک‌کن ، استفاده ميشه . جمعيت اين گروه هم کمه تو دانشگاه .

 

گروه 3 : این گروه را بعدا میگم

                                                         

حالا دخترا :

گروه 1: دقيقا مثل گروه 1 از دسته پسرا ولی جمعيت اين گروه خیلی بیشتر از دسته اول پسرا هست .  ( کلا دخترها خیلی درسخون هستن )

گروه 2: مثل گروه 2 از دسته پسرا هستن با اين تفاوت که اگر جزوه نويس از وضعيت ظاهري خوبي برخوردار باشه ، عده اي پسر هيز دائما به دنبال اين گروه و جزوات اونها هستن !

گروه 3: این دخترا جزوه را به اين اميد مينويسن که روزي يکي از پسرا، از اونها جزوه بخواد . تو اين صورته که ميبينی جزوه رو به همراه مجموعه تمرينات ، سوالهاي اضافي ، چند کتاب کمک آموزشي ، چند تا لبخند ، کلي ادا ، اشاره و شعر جملات عشقولانه  و هزار اميد و آرزو ، مينویسن . متاسفانه جمعيت اين گروه تو دانشگاه خيلي کمه

( از شانس بد پسرا (

********************

و اما اون گروه کذایی :

يک عده آدم نون به نرخ روز خور و و لج درآر و دله که به نظر خودشون خيلی هم زرنگ هستن . اين افراد مرتبا تو کلاس مشغول بازی با موبایلشون هستن ولی همزمان حواسشون هم جمعه تا ببینن کدوم دانشجو بهتر و کاملتر جزوه مینویسه و اون دانشجو را زیر نظر میگیرن و جالب اینکه تا روز آخر ترم صبر میکنن تا طرف همه جزوه را کامل بنویسه و اونوقت با ظاهری کاملا پریشون و آشفته و از همه جا وامونده با یه مظلومیت اعصاب خرد کن پیشنهاد را به طرف مقابل میدن ولی همزمان تو دلشون دارن میخندن . متاسفانه تعداد این گروه تو دانشگاه خیلی زیاده .

نتيجه گيري اینکه جزوه ميتونه هم نوشته بشه هم نشه

ولي منفعت جزوه ننوشتن از زحمت جزوه نوشتن خيلي بيشتره

*******************

****************

به خاطر این روز مهم و به خاطر این موضوع که امروز نوشتم ، هدیه های جالبی براتون دارم که هم خوشحالتون میکنه و هم شما را از جزوه نوشتن بی نیاز .

 

حالا نوبت به هدیه ها رسید :

 

یه توضیح بدم در مورد این جزوات :

 

برای این جزوات زحمت زیادی کشیده شده . هم اون کسی که اینا را تایپ کرده و هم ما که به زور ازش گرفتیم . لطفا به همه دوستاتون بگید تا همه از این جزوه ها استفاده بکنن .

 

ضمنا فرمت همه اینها word xp 2003 هستند و خط همه اینا Time New Roman هست .

خودتون بعدا فونت و سایزش را عوض کنید .

 

تو همه این جزوات و از همه کاملتر و جالب تر ، جزوه چینه شناسی دکتر اسماعیل بیگ هست که واقعا برای این جزوه زحمت زیادی کشیده شده .

 

ضمنا دو تا هدف دارم از این که جزوه ها را در اختیار بچه ها قرار میدم :

 

1 – قصدم این بود که برای امتحانات ، هدیه ای به دانشجوها بدم تا خوشحالشون کنم

 

2 – یه جور اعتراض به کیفیت آموزش توی دانشگاه خودمون هست . با این کار میخوام که بچه ها این جزوات را پرینت بگیرن و داشته باشن تا سر کلاس بیشتر حواسشون به درس باشه نه اینکه مثل بچه مدرسه ای ها ، استاد دیکته بگه و بچه ها هم بنویسن . 

 

 

: جزوه چینه شناسی دکتر اسماعیل بیگ :

 

: جزوه سنگ شناسی آذرین دکتر کریمی :

 

: جزوه ماکروفسیل مهندس بیات :

 

: دفتر آزمایشگاه ماکروفسیل :

 

: جزوه ترولوژی خانم دکتر قاسمی :

 

: جزوه میکروفسیل دکتر احمدی :

 

 

 

* سه روز دیگه مصادف با 19 آذر ، تولد این وبلاگه *

 

و جالب اینکه این ایام مصادف شد با راه اندازی یک وبلاگ دیگه از طرف بچه های زمین شناسی . من شخصا خوشحالم که این وبلاگ راه اندازی شده و امیدوارم بتونه حقایق را بنویسه و از اساتید جواب بخواد .

هرچند من همچنان نظرم اینه که در جواب این مسایل بعضی از اساتید ما هیچ حرفی برای گفتن ندارند .

 

به هر حال با اینکه نویسنده این وبلاگ تو اولین مطلبشون صراحتا نوشتن که :

" ما با وبلاگ راز 80 مخالفیم " ولی ما در کمال روشنفکری و واقع بینی ، این وبلاگ را لینک میکنیم و تو پیوندهای وبلاگمون میزنیم .

 

 

قابل توجه اساتیدی که به جای جواب دادن به حرفهای ما

فقط و فقط به فکر مخالفت و تعطیلی این وبلاگ هستن

 

برخورد ما با مخالفانمون این جوری هست

 

وبلاگ بچه های زمین شناسی 85

 

www.raze85.blogfa.com

 

راستی یادمون رفت برای مطلب امروزمون عکس بزنیم  .

این عکس هم تقدیم به همون استاد محترم مطلب قبلی :

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آذر 1387ساعت 16:17  توسط سینا  | 

سلام

 

استاد محترم مبانی کامپیوتر و کلیه اساتید دیگه دانشگاه ؛

 

*** این چهره واقعی منه ***

 

 

نام من سینــا و وبلاگ پیشه ام *** ریشه دانشگه آزاد را من تیشه ام

 

من از طرف همه اینا دارم حرف میزنم .

حرف دل تک تک همین دانشجوها که امثال افقه و پورزرقان و ... با سرنوشتشون بازی کردن و هیچ کس هم پیگیرشون نشد .

 

اگر واقعا علاقه مند به پیگیری هستین

امروز واقعیتهای تلخی از همین دانشگاه

براتون میگم که تا حالا نگفته بودم

 

وجدانا اگر اهل پیگیری هستین ، به جای اینکه این وبلاگ را پیگیری کنید – قضیه پورزرقان را پیگیری کنید .

 

چرا ماجرای استادی ( پورزرقان ) که با پررویی تمام سر کلاس از بچه ها نفری 6000 تومن پول میگیره تا یک نمره بهشون بده را پیگیری نمیکنید ؟

 

چرا دکتر افقه که اون موقعها مدیر گروه بود نمیگه " من از این ماجرا خبر نداشتم "

 

برای اینکه خبر داشت . برای اینکه همون کسانی که این پول را ندادن و به افقه خبر دادن که استادتون داره با آبروی شما و بخش زمین شناسی بازی میکنه ، سه ترم پیاپی ژئوفیزیک میگرفتن و می افتادن .

 

ترمی خدا تومن از بچه ها پول میگیرید . یه جو غیرت داشته باشید با اندازه یک کارگر افغانی براشون احترام قائل باشید .

هر کدوم از دانشجوها چه مبلغی برای زمین شناسی اقتصادی پرداخت میکنن ؟

آیا این مبلغ به اندازه هزینه دو شب مسافرخونه درپیت نمیشد که دانشجوها باید تو نمازخونه دانشگاه آزاد کرمان بخوابن و توی دستشویی با شیلنگ آب سرد دوش بگیرن ؟

چرا این چیزا را پیگیری نمیکنید ؟

 

مثلا ناراحت شدین که چرا عکس شما در حالت خواب گرفته شده و تو وبلاگ هست ؟

 

ولی آیا کسی اومد زیر اون عکس شما بنویسه به خاطر دعوایی که تو همون فیلد با راننده اتوبوس کردین و راننده هم برای لجبازی با شما مسیر را اشتباه رفت ؟

آیا کسی زیر عکس شما نوشت که خوابیدن شما باعث شد راننده مسیر را اشتباه بره و یک روز از فیلد بچه ها خراب بشه و بعدش هم با هزار مکافات از جاده های خاکی و رد شدن از رودخونه و ... رسیدن به مقصد .

 

مگه همین دکتر رستگار که شور میزد " سازنده های این وبلاگ یه مشت بیکار و عقده ای هستن " برای همون فیلد از تک تک بچه ها امضا نگرفت که همه مسئولیت با خودشونه ؟

یعنی دانشجو باید پول بده درسی را بگیره بعد موقع فیلد رفتن هم امضا بده که همه مسئولیت با خودشه ؟ پس دانشگاه این وسط چه کاره هست ؟ 

 

شما بشو قاضی :

چند ترم باید بچه ها را ببرن فیلد منطقه داریان تا مقاطع چینه شناسی دکتر افقه کامل بشه ؟

 

خود ابوذر که نقشه های زمین شناسی را برای بچه های دانشگاه میکشید ، قسم میخورد که یکی از ترمها که بچه های عملیات صحرایی دکتر افقه برای نقشه اومده بودن پیشش ،

حتی طول و عرض جغرافیایی منطقه را هم تهیه نکرده بودن .

و سر گروهشون که مهدی رحمانیان بود گفت همون نقشه ترم قبلی ها خوبه .

فقط چند ثانیه ای به طول جغرافیاییش اضافه کن . 

 

 

 

حتی بچه های 80 هم هر دو ترم همین منطقه را کار کردن .

توی عکسهاشون هم میتونید جای اسپری رنگ گروه های قبلی را روی زمین ببینید .

اون همه مقاطع زمین شناسی که بچه ها سابیدن کو ؟

سراغشون را از دکتر افقه بگیرید .

 

چرا پایان نامه دکترای آقای اسماعیل بیگ به تاخیر می افته ولی حاضر نیست به خاطر کارهای شخصی خودش از بچه ها حمالی بکشه ؟

من با این وبلاگ میخواستم فرق بین افقه ها و اسماعیل بیگها  را به همه نشون بدم .

 

 

اصلا چرا مسایل را قاطی میکنید ؟

چرا هدف این وبلاگ را با مسایلی مثل : بردن آبروی اساتید یا بردن آبروی دختر مردم یا مسایل غیر اخلاقی عوض میکنید ؟

 

فرض کنیم که یه عده دختر و پسر با هم رفتن فیلد و دارن کنار هم هندونه میخورن و عکسشون توی این وبلاگه . شما اصلا از ماجرای اون فیلد خبر دارید ؟

 

اصلا میدونید که اون فیلد خصوصی برگزار شد و حتی مسئولین دانشگاه هم خبر دار نشدن .

خبر دارید که مهندس جهان سیر اون فیلد را برگزار کرد و همه به دلخواه خودشون اومدن فیلد ؟ اصلا درس زمین شناسی دریایی که فیلد نداره .

 

مطمئن باشید دختری که به دلخواه خودش فیلد خصوصی میاد و میبینه که موقع رقصیدن دارن ازش فیلم میگیرن ، از اینکه عکسش تو وبلاگ باشه ناراحت نمیشه .

اگر هدف من بردن آبروی دخترا و اساتید بود ، کافی بود یه تکه فیلم از رقصیدن اون دخترا و پسرا تو فیلد محیط زیست جهان سیر میزدم توبلاگ میزدم .

 

یا فیلم مشروب خوردن جهان سیر با دانشجوهای 80 و 81

 

خدا شاهده که این عکسها مربوط به همون فیلده و جهان سیر با چندتا از بچه ها اونقدر خوردن که تو راه برگشت نمیشد به قیافشون نگاه کرد .

اگر کسی این کاره باشه از قیافه جهان سیر میفهمه که توی فیلد چی به سر خودش آورده .

 

 

 

 

 

توی فیلد آذرین دکتر کریمی - مهرماه هشتاد و دو ، چهار نفر از دانشجوها و دو نفر راننده اتوبوس – اونقدر مشروب خوردن که دو نفر را توی معدن نیریز جا گذاشتن و بعد از نیم ساعت برگشتن و اون دو نفر را هم سوار کردن .

 

یعنی دکتر کریمی چیزی از این ماجرا نفهمید ؟

 

تو همون فیلد صدای جیغ دخترا از اتوبوسشون میومد وقتیکه دو تا راننده مست ، توی جاده خاکی از همدیگه سبقت میگرفتن .

 

 

 

مسئولیت جون اون همه دانشجو با کی بود ؟ با همون راننده های مست و خراب ؟

آیا برای اون قضیه هم کسی پیگیری کرد ؟

 

چندتا آدرس بهتون میدم برید و چک کنید ولی خداوکیلی همون جور که از این وبلاگ سر کلاساتون بدگویی میکنید ، نتیجه اینا را هم سر کلاستون بگید .

 

سری به بایگانی بخش امتحانات دانشگاه بزنید :

 

محمد رضا راد منش : ورودی 80 – درس زمین شناسی ساختمانی – مهندس ثابت

اگر این دانشجو غیر از اسمش توی برگه امتحان چیزی نوشته بود ، من شخصا این وبلاگ را تعطیل می کنم . ( نمره 12 )

 

ابوذر آزاد راد – ورودی 80 – درس فتوژئولوژی – مهندس ثابت

این هم مثل قبلیه . من خودم شاهد بودم که برگه سفید تحویل داد ... ( نمره 5/16 )

 

ترم تابستون 82 ابراهیم جمشید زاده ورودی 81 جای مهدی رحمانیان ریاضی 1 امتحان داد

استاد درس هم آقای کلاهی بود .

همه هم فهمیدن و آقای فلاح هم اونو از سر جلسه بلند کرد و برگشو گرفت .

ولی هیچ اتفاقی نیافتاد . جرم این کار چیه ؟ چرا هیچ برخوردی باهاش نشد ؟

این قضیه را هم پیگیری کنید :

 

ایمان کاروانیان – ورودی 80 – درس چینه شناسی – دکتر افقه

بیچاره از ترس اینکه مبادا دکتر بهش نمره نده چند هفته قبل از امتحان درس را حذف نهایی کرد و اصلا سر جلسه امتحان نرفت . ولی جالب اینکه همون روز که امتحان گرفته شد دکتر افقه نمرات را پشت شیشه زد و همه بچه های 80 شاهد هستن که ایمان کاروانیان اسمش تو لیست بود و نمره 14 گرفته بود .

 

یعنی ماجرا از کیلویی نمره دادن هم گذشته .

 

حتی دکتر افقه از روی برگه ها هم نمره نداده . از روی لیست کلاسیش نمره ها را تقسیم کرده و متوجه نشده که این دانشجو اصلا سر جلسه نیومده و غیبت داشته .

 

از دزدیهایی که تو جشن های فارغ التحصیلی بچه های زمین شناسی بود بگم ؟

یا از ماجراهای مرکز رایانه زمین شناسی ؟

 

جناب دکتر اسدی

شما خودتون موسس این مرکز بودین و طرحتون واقعا فوق العاده بود .

هیچ رشته ای تو دانشگاه صدرا برای خودش یک مرکز رایانه مستقل نداشت .

این باعث افتخار برای بچه های رشته ما بود که استادی مثل شما داریم و همچین مرکزی با حمایت شما و هزینه شخصی دانشجوها درست شده .  

 

ولی آیا شما از اتفاقاتی هم که تو مرکز میافتاد خبردار هستین ؟

 

از اتفاقاتی که چندسال پیش تو اتاق مقطع گیری افتاد با خبر هستین ؟

 

از ماجرایی که همون سال توی اتاق ماکت سازی اتفاق افتاد چیزی میدونید ؟

 

کلام آخر :

 

تمام این مطالبی که امروز نوشتم عین حقیقته .

بعضی از این موضوعات را تا حالا ننوشته بودم ولی امروز دیگه وقتش بود .

 

اگر قصد من آبروریزی بود یا دروغ بستن به اساتید دانشگاه ،

چرا تا حالا از این اتهامات به دکتر اسماعیل بیگ نسبت ندادم ؟

 

این چیزایی هم که گفتم به عنوان نمونه بود .

تازه من هنوز چیزی از مسایل غیراخلاقی تو دانشگاه نگفتم .

از دانشجوهایی که اخراج شدن و خبری هم ازشون نیست .

 

به هر حال ما این راهی را که پیش گرفتیم ، ادامه خواهیم داد و مطمئن باشید وجود همچین مکانهایی برای برملا شدن افتضاحات دانشگاه لازمه .

از شما هم میخوام که روشنفکرانه تر از قبل به قضیه نگاه کنید و حتی شما اساتید هم نظرتون را اینجا مطرح کنید .

هر چند افقه و پورزرقان و دکتر اسدی ( برادرتون ) حرفی برای گفتن نخواهند داشت ولی در این وبلاگ به روی همه باز هست .

اصلا اون روزی که قرار هست با اساتید بخش در مورد این وبلاگ تشکیل جلسه بدین ، یک وبلاگ دسته جمعی هم درست کنید و حرفاتون را توش منعکس کنید تا دانشجوها خودشون بیان و مسایل را با هم مقایسه بکنن و خودشون هم قضاوت بکنن .

منم قول میدم آدرس وبلاگ اساتید را توی وبلاگ خودم لینک کنم .

 

در آخر باید بگم : نگاهی به آمار بازدید روزانه این وبلاگ و نظرات دانشجوهاتون هم بکنید . اینها فقط یه مشت عدد نیستند . اینا واقعیتهایی هستن که بعضیا دارن ازش فرار میکنن .

*********************

 

سه روز دیگه روز دانشجو هست .

پیشاپیش این روز را به همه تبریک میگم .

از همه شما میخوام که روز 16 آذر بیاین تو این وبلاگ چون 6 تا هدیه ناب براتون در نظر گرفتم . مطمئن باشید از هر ورودی که باشید از این هدایا لذت خواهید برد .

 

زحمت زیادی برای هدیه ها کشیده شده و مطمئن باشید که با دریافت این هدایا زحمتتون توی کلاس و امتحانات پایان ترم خیلی کم میشه .

بیشتر ازین نمیتونم بگم . قضیه لو میره .

 

وعده ما 16 آذر ( روز دانشجو ) تو همین وبلاگ

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 20:21  توسط سینا  | 

سلام

امروز بحث انتقادی داریم ولی عمومی هست . یعنی همه رشته ها میتونن نظر بدن .

اول این عکس را ببینید :

 

 

 

نمیخوام منفی بافی کنم یا اینکه بگم همه اونایی که تو دانشگاه آزاد پیشرفت کردن ، همشون از این طریق بالا رفتن .

ولی امروز براتون یه مثال میزنم تا باورتون بشه .

مثال از دانشگاه خودمونه .

البته ممکنه سال جدیدیها اینی که میخوام معرفی کنم را نشناسن یا پیشینه این شخص را  یادشون نباشه .

اشکال نداره من همش را براتون میگم .

اگر هم باورتون نشد میتونید از سال بالایی ها بپرسید .

 

خیلی سال پیشترها ( مثلا 6 سال پیش ) محل ایستگاه اتوبوسهای دانشکده علوم انسانی صدرا دقیقا روبروی دانشکده بود . یعنی توی همین بلوار روبروی دانشکده .

همه اتوبوسها به ترتیب همینجا میاستادن و یکی یکی که نوبتشون میشد ، ماشینها را خلاص میکردن و میومدن جلوی دانشگاه و دانشجوها را سوار میکردن .

اون موقعها کسی به عنوان مسئول سرویسها وجود نداشت .  ( آقای مومن نسب )

 

فقط یه نفر بود که یه تکه کاغذ و یه خودکار دستش بود و هر راننده ای از راه میرسید ساعتش را یادداشت میکرد و اتوبوسها هم که راه میافتادن دوباره ساعتش را یادداشت میکرد . توی تعویض لاستیک و روغن اتوبوسها هم به راننده ها کمک میکرد .

همه بچه ها هم میشناختنش . خیلی هم اذیتش میکردن .

تحصیلاتش هم زیر دیپلم بود . ( میتونید خودتون تحقیق کنید تا مطمئن بشید )

فامیلش منفرد بود . 

 

 

اونایی که کارهای فارغ التحصیلیشون را انجام ندادن ، حتما گذرشون به ایشون خواهد خورد  چون باید برای تکمیل کارهای فارغ التحصیلی از ایشون امضا بگیرید .

 

البته مطمئن نیستم که همه رشته ها با ایشون سر و کار داشته باشن ولی رشته ما که باید از ایشون امضا میگرفتیم .

وقتی رفتیم برای امضا ، با تعجب دیدیم که پشت یه میز نشسته و یه کامپیوتر دکوری هم جلوش هست !!!!!!!!

 

وقتی یادم میومد که این آقا چه کاره بوده و الان چه کاره هست ...

وقتی یادم میومد که هر روز اذیتش میکردیم و بهش میگفتیم آقای منفجر ...

وقتی وارد اتاق شدم و دیدم باید از اون برای فارغ التحصیلی امضا بگیرم ...

 

تازه این آخر کار نبود .

روز جشن فارغ التحصیلی بهش جایزه هم دادن . جایزه اش را مستقیما از دست دکتر افقه و دکتر اسدی ( ریاست اون موقع دانشگاه ) گرفت .

 

 

 

نمیدونم شما هم موردی سراغ دارید یا نه ؟

توی رشته شما هم از این آدما وجود دارن یا نه ؟

 

امروز همش من حرف زدم . یه عکس هم دارم براتون از آرم دانشگاه .

ببینید تا براتون توضیح یدم :

 

 

حتما تو نظر اول ، همه میگید : به به  عجب آرم خوشکلی ...

چه سلیقه ای داشتن ...

چقدر قشنگه ...

آرم دانشگاه با گل تزئین شده ... اما ماجرا یه چیز دیگه هست .

 

 

* تو مو میبینی و من پیچش مو *

 

من تو این عکس میبینم که :

 

دور تا دور آرم دانشگاه را با سنگ بالا آوردن

 ( سنگهایی از جنس دل بعضی اساتید )

و توش که گود بوده  با سلیقه خاصی

از فضولات گاو و گوسفند پر کردن

 

اصلا شاید منظورشون چیز دیگه ای بوده . اصلا به ما چه ربطی داره ...

 

تو مطالب قبلی هم از آرم جدید دانشگاه پرده برداری کردیم .

امروز هم یه آرم جدید دارم براتون ببینید :

 

 

راستی اونایی که دوست دارن بدونن مفهوم آرم دانشگاه آزاد اسلامی چی هست و چرا این آرم برای دانشگاه آزاد انتخاب شده میتونن لینک زیر را ببینن .

 

http://www.cans.ir/University/About%20University/arm.htm 

 

 

*** اطلاعیه بسیار بسیار بسیار مهم ***

 

در جواب اساتید و دانشجوهایی که معتقد هستن که من یک وبلاگ نویس بی شهامت هستم و حاضر نیستم خودم را معرفی کنم و با اسم خودم مطلب بنویسم باید بگم که ...

 

اساتید محترم ... مخصوصا اون استاد خیلی محترم مبانی کامپیوتر ،

 

زیاد برای شناسایی من تلاش نکنید و به خودتون زحمت ندین

کمتر از یک هفته دیگه اسم و عکس و مشخصات کامل خودم را تو همین وبلاگ خواهم گذاشت تا ببینم کی شهامت داره بیاد حرفی بزنه

 

همین الان هم میتونم این کار را بکنم ولی دو دلیل داره که نمینویسم :

 

1 -  باید از قبل موعد مشخص کنم تا همه اونایی که هفته ای یکبار هم سر میزنن اون روز بیان و وبلاگ را ببینن

 

2 -  الان تازه مطلب جدید نوشتم و تا مطلب بعدی باید یک هفته طول بکشه تا همه این یکی را بخونن

 

خلاصه اینکه چهار شنبه شب آینده مصادف با 13 آذر ماه میتونید بیاید تو وبلاگ و عکس و مشخصات کامل من را هم ببینید

 

ضمنا اگر عکس یا خبری دارید و علاقه مند هستین اونو توی این وبلاگ ببینید ،

با این ایمیل در ارتباط باشید :

 

sina_raz_80@yahoo.com

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آذر 1387ساعت 6:19  توسط سینا  |