تبليغاتX
زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

زمین شناسی

سلام

 

موضوع امروز در ادامه موضوع قبلی هست . یعنی یکی از اون مشکلات و معضلاتی که توی فیلد پیش میاد را براتون انتخاب کردیم تا با جزئیاتش بررسی کنیم .

 

اگر یادتون باشه گفتیم که دانشگاه اتوبوسهای زمین شناسی را برای فیلدهای چند روزه شبها به حرکت وادار میکنه و یکی از مشکلاتی که پیش میاد اینه که توی اتوبوس جای مناسبی برای خوابیدن نیست .

 

البته باز هم بین دخترا و پسرها تو این مسئله هم فرق هست . چون پسرا شبا تو اتوبوس فقط میخوابن که البته امروز در این مورد کاملا توضیح میدیم .

ولی دخترا همش دست میزنن و شعرمیخونن و صدا میدن .

نه میخوابن نه میزارن آقای راننده بخوابه

همین میشه که راننده سر درد میگیره و یهو پیچ میپیچه راننده نمیپیچه .

بگذریم ...

 

ما که از اتوبوس دخترا خبر نداریم ولی اتوبوس پسرا را امروز براتون تشریح میکنم تا با روشهای نوین خوابیدن تو اتوبوسهای دانشگاه آزاد هم آشنا بشید

شاید قسمت شما هم شد و رفتین فیلد . لااقل بلد باشین چطوری رو صندلیها بخوابین .

 

 

البته این مدلی که در بالا دیدین یکی از ساده ترین و ابتدایی ترین حالتهای خوابیدن هست ولی مورد زیری را نگاه کنین و ببینین وقتی خوابتون بیاد و جاتون مناسب نباشه کلافه میشین و روشهای نوینی ابداع میکنید :

 

 

البته این دانشجوی خوش شانس دقیقا صندلی را برای خودش انتخاب کرده که روی چرخهای اتوبوس هست و میتونه پاش را بزاره رو اونا و مشکلش کمتر هست

حالا این دانشجو را نگاه کنین که جای پاش نبوده و فرمول جدید سوار کرده ...

 راستی این عکسه یه خورده آشنا هست . فکر کنم یه جایی دیده باشمش !!!

 

 

حالا یه چیز دیگه . همه مشکلات چه جور خوابیدن یه طرف ، دقت کنید به عکس بعدی و ببینید که غیر از اینکه جا برای دانشجو نیست که بخوابه ، جایی برای ساک و وسایلش هم نیست

 

تازه اگر دانشجو شانس بیاره یه ربع ساعت به هر روش که بلده بخوابه و کسی هم ازش عکس نگیره و آب تو گوشش نریزن و میخ تو دماغش نکنن و ...

تا اتوبوس ترمز بزنه همه ساک و وسایل میریزه رو سرش و از خواب میپره

 

 

این دوتا عکس هم خودتون تفسیر کنید :

 

 

 

خودتون قضاوت کنین دانشجویی که شب تا صبح همین جوری  به خودش پیچیده و غلط خورده ، چه جوری میخواد فردا صبح بره تو معدن برای بازدید و چیز یاد بگیره .

 

من هر چی بگم فایده نداره . کی منو تحویل میگیره ...

شما هم لطف کنین با هر مدل خوابیدنی موافق هستین تو نظرات بگید .

از بالا شماره 1 تا آخری شماره 6

 

اصلا و اصولا شیرازی ها به خواب خیلی علاقه دارن .

به همین خاطر هم هست که هر وقت با یه نفر دعواشون میشه سریع میگن :

 

... بریم بخوابیم تو سینه اش ...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم شهریور 1387ساعت 12:52  توسط سینا  | 

سلام

 

رشته ما زمین شناسی هست و یکی از چیزایی که این رشته را از بقیه رشته ها متمایز میکنه فیلد هست .

 

فیلد عبارتست از یک گردش کاملا غیر علمی با مقاصد صرفاً تفریحی که سابقا به صورت مختلط و اخیرا به صورت جداگانه  در رشته زمین شناسی برگزار میگردد

 

یعنی اقلیت محروم (( پسران )) توی یک اتوبوس و جمعیت کثیر (( دختران )) توی بقیه اتوبوسها

 

این پدیده منحصر به فرد را میتونیم از جنبه های زیادی بررسی کنیم :

فیلدهای زمین شناسی که بیش از یک روز طول میکشه از طرف دانشگاه جوری برنامه ریزی میشه که شبها هم اتوبوسها در حرکت باشن . این کار حداقل دوتا نتیجه برای دانشگاه آزاد در بر داره :

 

1 – باعث صرفه جویی در تعداد روزایی میشه که دانشگاه موظفه به راننده ها بابت اون روزا حق ماموریت بده . یعنی با این روش فیلد چهار روزه را میکنن سه روز و یک روز کمتر به راننده حق ماموریت میدن .

 

2 – همچنین صرفه جویی در مبلغی که باید برای اسکان دانشجوها توی یک شهر دیگه بپردازن . یعنی دانشگاه موظفه برای مثلا 30 نفری که فیلد رفتن

 

هتل بگیره یا مسافرخونه بگیره

اصلا یه کله مرغی بگیره . لااقل یه آلونک هم باشه خوبه

که همین کار را هم نمیکنه . یعنی دانشجوها باید توی اتوبوس بخوابن .

 

3 –  یک حق ماموریت ناچیز هم باید به استادیارهای محترم بدن که با این کار به اونا هم یه روز کمتر حق الزحمه میدن – خلاصه تا دلتون بخواد صرفه جویی میکنن

 

ما هم خیلی پررو هستیم ها ... حالا دانشجو 4 روز میخواد بره جزیره قشم دور بزنه برگرده دیگه هتل و اتوبوس خوب و این حرفا نداره که ...

 

. دانشجوی محترم جونش در بره ، تو همون اتوبوس بخوابه .

 

البته این صرفه جویی ها عواقبی هم در بر داره که حالا یکی یکی براتون میگم :

 

1 – احتمال بروز تصادف به علت بیخوابی راننده ها که نصفه شب هم پشت فرمون بودن

مثال : فیلد زمین شناسی اقتصادی بچه های ورودی 83 

مقصد : کرمان – معدن مس سرچشمه

البته یکی از دلایل بیخوابی و سر درد راننده ها هم میتونه این باشه که دخترا از شب تا صبح تو اتوبوس هی دست زدن و شعر خوندن و آقای راننده سرش درد گرفته و صبح ماشینش چپ و چول شده و تصادف کرده ...

 

2 – مجروح و مصدوم شدن دانشجوهای محترم

3 – گرفتن عکس های یواشکی از اساتید در حال خواب توسط دانشجوهای خبیس

4 – به هم ریختن مدل موی پسرها و ایضا آرایش دخترها و اونوقت صبح روشون نمیشه از اتوبوس بیان پایین

پر رو نشید . این یکی را دیگه نمیشه عکسش را بزنم

 

حالا یه خاطره هم براتون بگم از فیلد قشم سال گذشته خیلی باحاله :

یه شب که بچه های زمین شناسی ایران تو ساحل شیب دراز ( ساحل جنوبی جزیره قشم ) قرار بود استراحت کنن ، قبل از خواب بچه ها با دکتر اسدی رفتن لب ساحل و دکتر براشون توضیح داد که اینجا محل تخم گذاری لاک پشت ها هست و تخم لاک پشت هم خیلی مقوی هست و بنیه را بسیار قوی میکنه و خیلی مقوی و محرک هست و خلاصه عربها هم خیلی دوست دارن و خیلی بنیه را قوی میکنه و مقوی و محرک هم هست و از این حرفا ...

خلاصه نصفه شب که من بد خواب شدم و تو ذهنم داشتم مطلب برای وبلاگ ردیف میکردم رفتم لب ساحل قدمی بزنم که ناگهان ،

 

اگه بگم چی دیدم ...

 

باورتون نمیشه ...

 

همه بچه ها چراغ قوه به دستشون تو ساحل داشتن زمین را میکندن

 

صحنه واقعا دیدنی بود ...

 

تازه فردا صبح دکتر اسدی بهشون گفت :

بابا فصل تخم گذاری لاک پشتها اردیبهشته و الان تازه دی ماه هست !!!!!!!!

 

این هم یه عکس از فیلد قشم سال گذشته و اینا هم جویندگان تخم لاک پشت :

درباره اون اتوبوس هم میتونید خودتون تحقیق کنید و تو اتوبوسهای دانشگاه دنبالش بگردید . اسم راننده اش هم خلیل آقا هست . البته الان تعمیر شده و دوباره داره کار میکنه ولی از روی پلاکش میتونید راحت پیداش کنید .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 21:32  توسط سینا  | 

* ازآن روزی که سربازی بپا شد *

* ستم بر مــا نشد ، بر دخترا شد *

* بسوزد آن که سربـازی بنا کرد *

* تمـام دختران را چشم براه کرد *

 

سلام

قبل از هر چیز یه ابهامی پیش اومده من قضیه را روشنش کنم :

 

بعضیا شایعه کردن که من ( سینا ) وبلاگ را سپردم دست کسی و خودم کشیدم کنار و از این حرفا .

بعضیای دیگه هم میگن " اصلا سینایی در کار نیست . سینا رفته سربازی ... "

خوب شاهد من همین وبلاگه دیگه .  البته بعضیا از روی دوستی بعضیا هم به خاطر دشمنی دیرینه ای که با من و این وبلاگ دارن این حرفا را میزنن .

 

 

 

مهم نیست . گفتم سربازی چند تا سوال برام پیش اومد :

 

1 ) بعضیا ( بیشتر دخترا ) معتقد هستن :

پسرا حتما باید برن سربازی تا آدم بشن !

 

2 ) یه عده دیگه از دخترا هم معتقد هستن :

خیلی بعیده که پسری بره سربازی و برگرده و آدم شده باشه

 

3 ) یه عده خاص هم از دخترایی که چشم دیدن ما پسرا را ندارن میگن :

اصلا دولت داره هزینه اضافی برای پسرا میزاره . چون فایده ای نداره .

هیچ کدومشون آدم بشو نیستن . دولت داره پولش را دور میریزه ...

 

همه این حرفا را خود دولتمردان ما هم میدونن و شاید اونا هم معتقد باشن که از هر صدهزار نفری که میبرن سربازی یکیشون آدم بشه  ولی باز هم این هزینه را متقبل میشن

به نظر شما این همه هزینه برای اون یه دونه پسر از بین صدهزار نفر منطقیه ؟

 

به نظر شما و با خوندن این مطلب که تا اینجا براتون نوشتم :

 

***چرا دخترا را اصلا سربازی نمیبرن ***

 

 

 میدونم دخترایی که تا این قسمت از مطلب را خوندن دوست دارن سر به تن من نباشه ولی من که هنوز نظر خودمو نگفتم . اصلا هنوز چیزی در مورد دخترا نگفتم که کسی بخواد ناراحت بشه . چیزی هم نخواهم گفت .

 

همین جوریش هم کلی حرف پشت سرمون هست .

اگه حرفی هم بزنم که دیگه واویلا

 

من فقط یه سوال پرسیدم همه میتونید تو قسمت نظرات نظر خودتون را بنویسید .

خواهشا تو نظرات کاری به بقیه نداشته باشین .

میدون جنگ هم نیست . رعایت شئونات اسلامی و از این حرفا ...

خوب حالا فرض کنیم قانون سربازی رفتن دخترا هم تصویب بشه ،

 

اگر تو دوران خدمت پسرا و دخترا با هم باشن چی میشه

 

مثلا حالا که با هم نمیرن سربازی چه اتفاقی می افته ؟

درباره این موضوع صحبت کنید که :

 

به نظر شما تو دوران خدمت سربازی ،

. دخترا بیشتر دلشون برای پسرا تنگ میشه ؟

. یا یه خورده کمتر دلشون برای پسرا تنگ میشه ؟

 

 

این شعر و عکس هم برای اینکه یه خوده موضوع امروزمون به دانشگاه نزدیک بشه

 

داني كـــه چيست دولت ، ديدار يــار ديدن

يك چــــاي داغ لب سوز، با قند سركشيدن

عالي است با مكافات ، فوق ليسانس گشتن

وانگه سماق هــــــا را با دوستـــــان مكيدن

ما روز وشب به ناچار، شبكار و روز كاريم

امـــــا هميشه لنگيم ، بـــــــا اين همه دويدن

وقتي كه نيست پارتي هیچ سود عایدت نیست

در جستجـــوي هر كار ، هي گيوه ور كشيدن

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم شهریور 1387ساعت 0:58  توسط سینا  |