به بهشت نمی روم ،
........................... اگر مادرم آنجا نباشد

*****************************
این هشتاد و هشتمین مطلبی هست که تو این وبلاگ نوشته میشه ...
تقدیم به همه مادران ...
زمین شناسی
به بهشت نمی روم ،
........................... اگر مادرم آنجا نباشد

*****************************
این هشتاد و هشتمین مطلبی هست که تو این وبلاگ نوشته میشه ...
تقدیم به همه مادران ...
سلام
تو این هفته این سومین مطلبی هست که براتون می نویسم
البته امروز موضوع خاصی نداریم فقط چون این روزها روزهای امتحان هست اومدم که یه هدیه کوچیک به همه بدم که حداقل شاید به دردتون بخوره ...
هدیه ما در راستای اعتلای فرهنگ والای پاچه خواری هست
پاچه خواری مراحل و طبقات مختلفی داره . به عنوان مثال :
ریش گذاشتن و استفاده از پیرهن مشکی :
لازمه این نوع پاچه خواری اینه که شما تو فامیلتون یکی را داشته باشین که به راحتی بتونین اونو روونه قبرستون کنین . مثلا یکی از بچه های 80 به اسم (( محمد س )) یه عمه ای داشت که فکر میکنم دست کم 10 بار طعم مرگ را چشیده باشه
البته مراحل دیگه ای هم داره که باید قبل از امتحانها دست به کار بشین و مثلا از اول ترم یا از دوماه قبل پروژه را شروع کنین . مثل یکی دیگه از بچه های 80 به اسم (( محمد ر )) با مهندس ثابت گرم گرفت و برگه ساختمانی پایان ترم را سفید داد و گرفت 12
در روش بعدی میتونین یه وبلاگ بسازید و توش از استادتون هی بد بگین و براش شعر بسازین تا خودش هم ببینه و برای اینکه از شرتون خلاص بشه نمره را بهتون بده و ... مثلا من بعد از 4 ترم ژئوفیزیک را پاس بشم .
در برخی موارد روشهای مادی هم کاربرد داره . مثلا درس ریاضی 1 که با استاد مظلوم ارائه میشد و هر کس ربع سکه را میداد پاس بود ... بیچاره (( ایمان ج )) تا در خونه مظلوم هم رفت و هی التماس کرد ولی روش نشد ربع سکه را در بیاره و افتاد ...
***************************
امروز ما میخوایم یکی از روشهای غیر حضوری را خدمتتون عرض کنیم .
البته ماشالله هزار ماشالله همه خودتون استاد هستین ...

سلام به همه
شرمنده که هفته ای یکبار بیشتر نمیتونم بهتون سر بزنم .
همین یک هفته یکبار هم کلی دلم براتون تنگ میشه .
یه توضیحی درباره موضوع امروز بدم که عکسهاش را یکی از دانشجوهای جغرافیا زحمتش را کشیدن و قسمتی از موضوع هم خود شما تو نظراتتون تو مطلب قبلی گفته بودین که از همه تشکر میکنم .
موضوع امروز درباره همون مسیر دانشگاه هست که داره سیمانی میشه .

همون جور که میدونید بالاخره مسئولین دانشگاه تکونی به خودشون دادن و در جهت رفاه حال دانشجویان محترم ( مشتریهای محترمشون ) قدمی برداشتن .
البته کاری به مسائل زمین شناسی نداریم که لایه های زیرین از جنس آسماری جهرم بوده و رازک و فرسایش باعث شده به صورت خاک در بیاد و روش یه لایه کنگلومرا با روکش سیمان و ... از این حرفا .
تا قبل از این بیشتر شبیه به دانشکده شلمچه بود تا شیراز
یا مثلا اگه یه خورده توهم میزدین پشت اون خاکریزها
میتونستید عراقیها را هم ببینید یا همکلاسیهاتون
که جلوتر از شما پاشون رفته رو مینا و ...
یه نفر هم توی نظرات قبلی گفته بود مثل متروی شیراز نشه که 10 سال طول بکشه که ما همینجا به همه شما این مژده را میدیم که این پروژه خیلی زودتر از پروژه متروی شیراز تموم میشه . دلیل هم داره . عکس زیری را نگاه کنین :


همون جور که تو عکس هم میبینید ، مسئولین دانشگاه برای انجام این کار ، از مهندسان خارجی استفاده کردن ( مهندسان خارجی از کشور دوست و همسایه )
حالا یه چیز دیگه :
کمی جلوتر از این مسیر و از آخر راهروی طبقه دوم میتونین این منظره را تماشا کنین :

کسی میدونه این بلوکهای سیمانی شبیه چیه ؟
به قول یکی از بچه های جغرافیا اینا شبیه اون سنگی هست که موقع خاک کردن میت روش میزارن . راست هم گفته ... ولی چرا این همه سنگ ؟؟؟؟؟؟؟؟
اونم کنار هم و ردیف ....
نکنه اینجا قبرستون باشه ....
به نظر شما اگه اینجا قبرستون باشه ،
زیر هر کدوم از این سنگها چی هست ؟
شاید یه خروار آرزو زیر هر کدوم از این قبرها باشه که مال هزاران دانشجویی هست که سالهای سال اومدن دانشگاه و رفتن و اونا را جا گذاشتن
شاید یه دانشجوهایی که نتونستن فشارها و مشکلات دانشگاه را تحمل کنن
شاید یه پیرمرد یا پیرزن که نتونسته هزینه دانشگاه بچه اش را بده
شاید هم زیر هر کدومش یه وبلاگ باشه که دیگه فعالیت نمیکنه ...
برای امروز بسه دیگه .
فقط یه چیزی مونده اونم اینکه قرار بود تو مطلب قبلی عکسهای تابلوهای به سرقت رفته اساتید را بزنم که دیر به دستم رسید .
از این عکس فقط میشه فهمید طرف ماشین داره و ماشینش هم پرایده ...
ببینید :

یه مطلبی هم بچه های تربیت بدنی تو وبلاگشون نوشتن که ما هم از این طریق باهاشون همراهی می کنیم :
اي نسيم سحر ، آرامگه يـــار كجاست ؟
مدرك ليسانسم اينجاست ولي كار كجاست؟
هر كجايي كه من ايـــن مدرك خــود را بـردم
پاسخ اين بود كه يك پارتي پولدار كجاست؟
اينك اين مدرك خود را بفروشم به دو پول
ايهالنــاس ، بگوييد خــريدار كجــاست؟
*************************
دوستان آمده ام باز كه اين وبلاگ ممتاز كنم باز و شوم قافيه پرداز و سرايم دو سه خط شعر ، ز دانشگه آزاد كه از پول همه ما شده آباد ...
مسيرش كه بود دور ، همه شهريه اش زور ، غذايش همه بي مزه و يا شور ، سر يك نفر از جمله اساتيد زمين هست چه پر نور ، بُود اول فاميل طرف پور ، رود زودتر اي كاش توي گور ...............
سلام به همه دانشجوهای با مرام زمین شناسی و کلیه دانشجویان بامرام دیگه
خصوصا بر و بچ با کلاس تربیت بدنی
موضوعی که امروز میخوایم در موردش صحبت کنیم اینه :
... علم بهتر است یا سرقـت ...
در واقع امروز قرار هست سه تا از سرقتهای تاریخی دانشگاه را براتون بگم .
البته من این سه تا را انتخاب کردم . شما هم اگر در این زمینه صاحب سبک هستید و یا شاهکاری سراغ دارید تو نظرات اشاره کنید ...
اولین و بزرگترین سرقت تو بخش زمین شناسی را که قبلا هم بهش پرداخته همون ماجرای معروف سرقت تورمالین از آزمایشگاه کانی که حالا دقیقا کار کدوم مهدی بود کاری نداریم . البته کار هر کی بود از طرف این وبلاگ مدال شجاعت و دکترای افتخاری زمین شناسی بهش اهدا می کنیم .
ماجرای سرقت دوم که از اولی هم باحالتر بود مربوط به ربوده شدن نمونه اکینوکوریس از آزمایشگاه ماکروفسیل بود . البته خیلی از بچه ها متوجه نشدن که چرا دزدیده شدن این نمونه اینقدر برای خانم بیات مهم بود که حتی حاضر شد یک سکشن کامل را به خاطر همون نمونه تعطیل کنه ...
حالا براتون میگم ماجراش چی بوده :
تا قبل از اون ، دانشگاه نمونه اکینوکوریس نداشت و خانم بیات این نمونه نادر را از دکتر وحید احمدی قرض گرفته بود تا به بچه ها نشون بده که ناگهان یکی از بچه های 80 به نام م . سجادیان به طرز مرموزی این نمونه نادر را کش رفت .
هنوز چند لحظه ای از این سرقت مخوف نگذشته بود که دکتر وحید که با بچه های 81 رفته بود فیلد ، تلفنی از ماجرا مطلع شد و در غم از دست دادن نمونه نادرش در سوگ نشست .


حالا ما هم از طرف این وبلاگ چند لحظه ای با ایشون همدردی میکنیم :
... فسیلم وا فسیلم وا فسیلا ..... فسیلم وا فسیلم وا فسیلا ...
خوب عزا داری بسه . همین جوری پیش بریم یهو سر و کله دار و دسته آقای فانی هم پیدا میشه و میخوان سینه زنی راه بندازن .
******************
موضوع سرقت سوم که با اون دوتای اولی خیلی فرق داره و مربوط به همین چند هفته پیش هست . اگر دقت کرده باشید چند مدتی هست که تابلوهای اسامی اساتید که کنار در اتاقهاشون نصب بود کنده شده ( به سرقت رفته )
این هم عکس تابلوها
( البته هنوز عکسش به دستم نرسیده ولی تا فردا شب حتما آماده میشه )
اصلا نمیخوام بگم کار خوی بوده یا به عنوان یک کار خنده دار ازش یاد کنم ولی یه نتیجه ای میتونم ازش بگیرم و اونم این که کسی که این کار را انجام داده حتما تو دانشگاه خیلی بهش فشار اومده و اذیت شده که دست به این کار زده
البته این هم نمیتونه توجیه خوبی باشه ولی خودتون حساب کنین وقتی یه استاد چلغوز مثل دکتر اسدی بیخود و بی جهت یه نفر را 4 بار تو درس ژئوفیزیک نگه میداره ، اون شخص حق نداره یه واکنشی از خودش نشون بده ؟
این مطلب و عکس آخریبرای این بود که اهالی دانشگاه بدونن سیستم اطلاعاتی این وبلاگ خیلی قوی هست . اگر چیز دیگه ای هم تو دانشگاه گم شده به ما اطلاع بدن براشون پیدا میکنیم . راستی گفتم اشیاء گم شده یاد یه عکسی افتادم از وبلاگ یکی از دوستان به نام :

به قول این دوستمون اشیاء گم شده را گذاشتن جلو چشم همه و هر کس یکیش را انتخاب کنه میتونه و نشونی بده تحویل بگیره ...
همین کار ها را میکنن که براشون جک و شعر میسازن دیگه ...
من اینجا ریشه در خاکم
من اینجا عاشق این خاک از آلودگی پاکم
امید روشنایی گرچه در این تیرگیها نیست ،
من اینجا باز در این دشت خشک و تشنه می مانم
من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی گل بر می افشانم
من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه ، چون خورشید هستی بخش
سرود فتح می خوانم
من اینجا تا نفس باقیست می مانم
و می دانم تو روزی باز خواهی گشت
سلام به همه
وبلاگ تا یکی دو روز دیگه دوباره به حالت اولش بر میگرده
و با مطلبی جدید به روز میشه ...
من رسما از همه معذرت میخوام
sina_raz_80@yahoo.com
. ما زیـــاران چشم یــاری داشتیم .
. خود غلط بود آنچه می پنداشتیم .
. تا درخت دوستی ، کـــی بر دهـد .
. حـــالیا رفتیـــم و تخمــی کاشتیم .
این دفعه به هیچ کدومتون سلام نمیکنم ...
برای اینکه این وبلاگ و امثالهم فقط برای دانشجوها ساخته میشه
ولی بعید میدونم کسی از بیرون بیاد تو این وبلاگ و باورش بشه که
این نظرات و صحبتها مال دانشجوهایی هست که حداقل بیست و پنج سال
سن دارن و بزرگترین افتخارشون اینه که 4 سال دانشگاه رفتن
منظور من شخص خاصی نیست و روی صحبت من با همه هست
این عکسها را ببینید ...






این عکسها از بچه های 6 ورودی مختلف هست ...
همه این بچه ها 4 سال با همین اتوبوسهای پوکیده دانشگاه رفتن و اومدن
همشون همون چکشهای مسخره زمین شناسی را دست گرفتن ...
همه با همون دوربینهای اوراق نقشه برداری کار کردن ...
همه تو همون کلاسها و رو همون صندلیهایی نشستن که بقیه نشسته بودن
و حالا هم این وبلاگ که از ورودیهای 78 تا جدیدها هم دارن توش نظر میدن
همه این چیزا بین همه ما مشترک بوده ...
من نمیخوام وارد این بحث بشم که این جر و دعوا از کجا شروع شده و مقصر کیه . ولی انصافا نظراتی که خودتون نوشتین و کلماتی که استفاده کردین را یه مروری کنید بد نیست
ما که هم رشته ای هستیم و بعضی وقتها همدیگه را تو دانشگاه میدیدیم ...
رشته های دیگه که ما را نمیشناسن چی ؟
اونا اگه این نظرات و حرفها را ببینن چی میگن ؟
یه نگاه هم به وبلاگهای رشه های دیگه صدرا بندازید ... ( پیوندهای وبلاگ )
رشته تربیت بدنی – رشته جغرافیا – رشته صنایع – کامپیوتر – پلیمر ...
من واقعا میخواستم این وبلاگ را تعطیلش کنم
ولی اصلا دوست ندارم اینجوری بزارم و برم
برای اینکه همش فکر می کنم من مقصرم
ولی یه خورده هم انصاف داشته باشین ...
********************************
... یاری اندر کس نمی بینیم یاران را چه شد ...
... دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد ...
sina_raz_80@yahoo.com
سلام
... قبل از هر چیز بگم که این وبلاگ داره روزهای آخرش را ...
... سپری میکنه و تا چند هفته دیگه بیشتر مهمونتون نیستیم ...
این بار کاملا جدی دارم میگم و دنبال یه نفر هم هستم که بتونه این کار را ادامه بده . اگر کسی مایل به ادامه این کار هست و وقتشو داره میتونه توی نظرات به صورت خصوصی و یا از طریق ایمبل به من خبر بده
خوب بریم سر بحث امروز :
امروز یک بحث تقریبا ژنتیکی و پزشکی داریم .
امروز میخواهیم یه عارضه پزشکی را مورد تحلیل قرار بدیم که توی جامعه هم زیاد میبینیم ولی در رشته زمین شناسی کمی بیشتر دیده میشه ...
این پدیده یا عرضه همون کچلی یا طاسی هست :
اصولا کچلی چه جوری به وجود می آد ؟
1 – اولین احتمالش میتونه این باشه که مثلا دخترا هی رفتن پیش استادا و هی گفتن
( این قسمت را حتما با ناز بخونید )
استـــــــــاد ... استـــــاد ... تو رو خدا نمره بدین ...
استـــــــــــاد ما ترم آخریم ... استــــــاد
داریم مشروط میشیم ... استــــــــــــــــاد
خلاصه هی مغز استاد را خوردن و استاد بیچاره را کچل کردن
2 – راه دیگه اش میتونه ای باشه که این اساتید که نه کار گیرشون اومده نه زن بهشون دادن ( آخه کی زنشو میده به اینا ) خلاصه هی درس خوندن و مدرک را بردن بالاتر و هی تو فکر کار و زندگی و خلاصه هی کچل شدن .......
3 – راه بعدی که مهمتر از بقیه هست و بخش عمده ای از کچلی اساتید زمین شناسی را شامل میشه اینه که اساتید گرام اومدن و وبلاگ را دیدن و هی حرص خوردن . اشعار درباره خودشون را توی وبلاگ دیدن و دوباره حرص خوردن و عاقبت هم کچل شدن ...
البته علل ژنتیکی و وراثتی هم داره که خیلی مهم نیست . همین مورد آخر از همش مهمتره
شما هم میتونین تو نظراتتون راههای دیگه را مطرح کنین ...
********************************
******************
تقسیم بندی :
اصولا کچلی انواع و اقسام و درجات مختلف داره که الان همه را براتون میگم :
1 )
LOW LEVEL KACHALI ( L.L.K )
این نوع فقط باعث خلوت شدن موها و کم مو شدن قسمت جلو سر میشه و با پیشرفتش به دو طرف سر هم کشیده میشه . و از علتهای بروزش هم میتونه فقط مورد اول باشه که در بالا ذکر شد :
مثال :

2 )
MEDIUM LEVEL KACHALI ( M.L.K )
این نوع کچلی در ادامه نوع قبلی اتفاق میافته و در اساتید میانسال هم بیشتر دیده میشه چون از علتهای بروزش غیر از مورد اول میتونه مورد دوم هم باشه ...
در این حالت جلو سر کاملا خالی میشه و کمی هم در پشت سر پیشروی میکنه
مثال :


3 )
HIGH LEVEL KACHALI ( H.L.K )
این نوع کچلی که خیلی هم پیشرفته و خطرناکه را همه با نام طاسی میشناسن .
این نوع در ادامه نوع دوم و با پیشرفت ربزش موها در اثر مورد سوم که در بالا ذکر شد اتفاق می افته .
یعنی :
هم دخترا هی بهش گفتن استــــــــــــاد ...
هم کار گیرش نیومده و زنش ندادن ...
هم اینکه هر روز اومده و به وبلاگ راز 80 سر زده و عکس و شعر هاش را دیده و ....
به احتمال زیاد هر سه عامل بالا به طور مضاعف عمل کرده
به این مدل مو بعضیا میگن مدل آلمانی برعکس
مثالش هم که معلومه کیه دیگه :

البته یه پیشنهاد هم داریم از طرف این وبلاگ که اگه ممکنه دانشگاه لطف کنه از این به بعد فیلدهای زمین شناسی را که اساتید مو دار ارائه میدن به اساتید کچل نوع سوم بدن که اگر خدایی نکرده مثل دو ترم قبل که بچه های فیلد ایران توی یکی از غارهای قشم گیر افتادن و نور نبود بتونیم از کله این اساتید گرامی استفاده کنیم . با تشکر
************************
بحث امروز همینجا تموم میشه ولی اصل مطلب هنوز مونده :
یادتون هست که چند مدت پیش یه مسابقه گذاشتیم و گفتیم هر کس یه عکس بفرسته برای مسابقه ؟ مهلت اون مسابقه تموم شد ولی یه عکس جدیدا به دستم رسیده که همینجا اعلام میکنم نتیجه اون مسابقه باطل میشه و این عکس به عنوان بهترین عکس این وبلاگ انتخاب میشه . البته تا یادم نرفته بگم که این عکسو دوست خوبمون آقا اردلان گل برامون فرستاده

سلام
عنوان مطلب امروزمون اینه :
* نقش و جایگاه ویژه رقص در رشته زمین شناسی *
رقص عبارت است از یک سری حرکات موزون . گاها به همراهی آلات موسیقی و ترانه های محرک . که البته به صورت مختلط هم تحریکش بیشتره هم تحرکش ...
این پدیده یک پدیده شایع در دانشگاهها علی الخصوص دانشگاه آزاد هست
ایضا در رشته هایی همچون زمین شناسی – کشاورزی – زمین شناسی به دلیل برگزاری فیلدهای متعدد کاربرد بیشتری دارد .

مکان رقصیدن زیاد مهم نیست . یعنی شما میتونید در همه جا از این پدیده لذت ببرید .
به عنوان مثال در اتوبوسهای دانشگاه و یا حتی در کلاسها و آزمایشگاهها هم میتونید حالشو ببرید .
نیاز به هیچ امکاناتی هم نداره .
هر جا حس کردید که جمع بچه ها از عناصر نفوذی دانشگاه خالی شده می تونید به هنر نمایی مشغول بشید . اگر هم دیدید بچه ها پایه نیستند میتونین از راننده ها هم کمک بگیرین

. مهمترین نکته اینه که در حین این کـار ( رقص ) دقت کنید .
. که پسرها جدا و دخترها هم جدا باشند . چون خدایی نکرده .
. مثل بچه های زمین شناسی 85 که همین چند روز پیش تو .
. اتوبوس دانشگاه همه با هم رقصیدن و داد زدن و ...
. البته حالشو بردن ولی حالا اسامی رقاصهاشون .
. تو دفتر بخشه و برای ارائه پاره ای توضیحات .
. به بخش و بعدش هم حراست فرا خونده شدن .
شانس اوردن که استادشون یکی از بهترین اساتید بخش بوده و الا اونم الان اخراج شده بود
رجوع شود به مطالب قبلی که آقای جهان سیر بچه ها را برده بود فیلد و خودش هم با بچه ها رقصیده بود و از اون ترم به بعد اخراج شد ...
از لینک زیر میتونین یه تکه کوتاه از این فیلم را ببینین و دانلود کنین :
به هر حال این پدیده یکی از مفرحترین پدیده های دانشگاه هست ولی ممکنه باعث اخراج استاد ( جهان سیر ) یا دانشجوها ( زمین شناسی 85 ) و یا اصلا کمر درد بشه .
خلاصه به طور کلی ، حرکات موزون و آقایون دست و حالا برعکس و بشکن جا داره و نیاز به فراهم شدن محیطی مساعد داره ....
...خواهشا در مورد بشکن تو حیاط و این مسایل اصلا حرفی نزنید ...
رقصکم مقبول و اجرکم الی الله ...

راستی یه چیزی یادم رفت . میتونین قبل از مشغول شدن به این پدیده ... مثل عکس زیری مقدمات را فراهم کنین تا بیشتر بهتون بچسبه .

خدا نگهدار ...
سلام
پيرو صحبتهاي قبليمون كه فيلدهاي زمين شناسي جدا جدا برگزار ميشه و اينكه اگر بخواد اين جداسازي همين جوري پيش بره ، مشكلاتي پيش مياد كه امروز ميخوايم درباره اونها بحث كنيم .
اولين مشكلي كه پيش مياد اينه كه چون ساختمون علوم انساني را در زمان طاغوت ساختن ، نقشه ي اون با فرهنگ ما مطابقت نداره و بايد نقشه را تغيير بدن . ما هم براي اينكه كمكي كرده باشيم اين نقشه را خودمون براشون تهيه كرديم و تازه مزايا و معايبش هم همينجا ميگيم و نظر شما هم در اين مورد ميپرسيم .
بالاخره دانشگاه مال شما هست . شما ميخوايد توش درس بخونين .
حق طبيعي شما هست كه در موردش نظر بدين و اونا هم بايد ساختمون را طبق نظر شما درست كنن .
عكسي كه در زير ميبينيد در واقع نقشه ي پيشنهادي اين وبلاگ هست براي ساختمون دانشگاه . البته يه توضيحاتي لازم داره كه من الان ميگم :

اول اينكه نقطه هاي سياه ، دانشجوها هستن .
در ضمن هر جا رنگ قرمز ديديد ، يعني انتظامات ( حراست )
خنده نداره . اتفاقا حساس ترين جايي كه بايد انتظامات مواظب باشه همون سرويس بهداشتي هست .
براي اينكه هر كس نره اونجا هر كاري دلش خواست بكنه .
بالاخره دانشجو هستن . شايد برن اونجا كارهاي سياسي بكنن .
اون خط قرمز وسط هم با اون اضافاتش در واقع سيم خاردار اسلامي هست . نصفه بالايي سيم خاردار خواهران هست و نصفه ي پاييني مربوط به برادران .
. تا اينكه يه وقت پسرها با دخترها جرقه نزنن .
ديوارها هم بايد بلند باشه .
موبايل هم نبايد آنتن بده .
تمام آينه ها بايد از سرويس بهداشتي خواهران جمع آوري بشه .
براي دخترها استاد بايد زن باشه و چادري هم باشه .
براي پسرها استاد بايد مرد باشه و ريش داشته باشه .
براي آزمايشگاه فتو چون استاد خانم نداريم ، آقاي قياسي مجبوره خودش اين درس را براي دو تا گروه ارائه بده ولي براي خواهران بايد با پوشش اسلامي درس بده ( چادر ملي )
ضمنا از اين به بعد فيلدها كه جدا شده هيچ بايد راننده ها هم جدا بشن .
يعني براي آقايون راننده هاي مرد و براي خواهران هم چون راننده زن نداريم ، خانم بيات با ماشين خودش بايد طي چند مرحله بره فيلد و هر بار يه عده از دخترها را ببره . تعداد دختر ها هم كه ماشالله ماشالله ...
خانم بيات بايد فكر اتوبوس باشه .....
در ضمن چون آزمايشگاههاي زمين شناسي از هم جدا شده ،
بايد نمونه ها هم از هم جدا بشه . يعني چي ؟
مثلا توي آزمايشگاه ماكروفسيل بايد نمونه هاي صدف دوكفه اي ماده را براي خواهران و صدفهاي دوكفه اي نر را براي برادران توي آزمايشگاه خودشون قرار بدن .
خلاصه ، تمام فسيلهاي نر و ماده بايد از هم جدا بشه
.تشخيص نر و ماده بودنشون هم كه كاري نداره .
. دكتر احمدي با يه نگاه همشون را جـدا مي كنه .
گفتم دكتر احمدي يادم به شعرش افتاد . البته اين شعر قديمي هست ولي براي دانشجوهاي ترم بوقي بد نيست ...
الا دکتــر که داری علم بسیـــــار / قبول داریم تو را ماها هزار بار
تمام چینه هار را کُرله کردی / تمام چینه دانهـــا کُله کردی
تویی بابای علم چینه ي ما / تویی جدّ تمام این فسیلها
هر آنکس از فسیل و چینه گوید / نخست بـــاید که نام تو بگوید
به دنبــال تـــو و علمت رقیبــــــان / سبیل و خسرو و حتی بابام جان
راستي يكي دو هفته قبل يه يادي از مهندس ثابت كرديم ولي يادم رفت بگم كه الان با خانواده شون توي مالزي دارن ادامه تحصيل ميدن .
يه عكس هم ازش دارم كه خيلي باحاله . ببينيد :
حالا نو بت به معما رسيد .
اين دفعه به كسي جوابشو از قبل نميگم . بايد خودتون دقت كنين تا متوجه بشين .
ضمنا توي اون موضوع كه درباره روز معلم نوشتيم اسم اين استاد هم بود .
اين هم براي راهنمايي ...
يكي استاد باشد نمره اش بيست
چو او استــاد در دنيا دگر نيست
ولي استاد ما ، نـامــرد بــاشد
هر آن كس گفت اين استاد ما كيست
يه عكس جالب هم دارم براتون كه از قسمت نيازمنديهاي روزنامه خبر گرفتم ...
بدون هيچ توضيحي خودتون ببينيد :