تبليغاتX
زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

زمین شناسی

سلام

 

امروز نوبت به سریال هفتگی جواهری در بخش می رسه و اتفاقا بالاخره قسمت آخرش هم هست .

 

کجا بودیـــــــــــــم .... آها ...

عالیجناب افقه بعد از این که اوضاع نابسامان قصر را سر و سامون داد ، دنبال یه نفر میگشت که بتونه پست بانوی اساتید بخش را به اون محول کنه .

به خاطر اینکه خانواده عالیجناب با خانواده قاسم چویی  از قدیم مشکل داشتن نمیتونست این مطلب را مستقیما به بانو قاسم چویی بگه .

بنابراین از طریق بانوی اول آشپزخونه دربار یعنی بانو سوبیات این کار را انجام داد و دستور داد تا بانو قاسم چویی به عنوان بانوی اول اساتید بخش به کار در قصر ادامه بده . بعد هم یک جلسه ای ترتیب داد و در اون جلسه این انتخاب را به همه اعلام کرد و بعد هم همه به بانو قاسم چویی تعظیم کردن .

از اون به بعد دیگه هر کس که هر جا بانو قاسم چویی را می دید تعظیم میکرد و بهش می گفتن :

 

*** بــانـــــوی مــــــن ***

 

 

 

ولی این آخر ماجرا نبود به دلیل این انتخاب بانو سو بیات خیلی از دست عالیجناب ناراحت شده بود به همین خاطر هم یه روز که بچه عالیجناب افقه داشت با ساتور باباش ... چیز ... سنتور باباش بازی میکرد ، بانو سوبیات محکم زد تو سرش و از بخش فرار کرد ...

 

                      

به خاطر همین هم دیگه کسی به بانو سوبیات نگفت بانوی من ...

 

***************************

***************

بچه های ۸۱ مثل اینکه خیلی به ما ارادت دارن ما هم همینطور !!!!

به مناسبت این ارادت .......... 

تقدیم به وبلاگ geo81 

 

از این وبلاگ خشک و تشنه و سردت  ، تو روزی کوچ خواهی کرد

و اشک من تو را بدرورد خواهد گفت

غم این بی پیامی های پی در پی

همه توش و توانت ز تن برده است

دلت را خارهای نا امیدی سخت آزرده ست

 

                                                      وبلاگت چه افسرده ست

 

تو خواهی رفت ...

تو با چمان غم باری که اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست

خواهی رفت ...

 

تو را این بی پیامی های بی پایان

تو را از نیمه ره برگشتن یاران

تو را انبوه وبلاگان

......................................................................ز پا افکند

 

و اما من :

                      من اینجا پبش وبلاگم برای سالهای سال می مانم

 

خدا نگهدار ....................................................................

 

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386ساعت 7:13  توسط سینا  | 

سلام

قبلا گفته بودم که قرار هست در مورد این جمله صحبت کنیم که :

 

خـــانه از پـایـــبست ویـــــران اسـت

 

همون جور که می دونین ... ( اگه می دونیم چرا می خوای دوباره بگی ؟ ) حالا برای اونا که نمیدونن میگم ... اگه گذاشت حرفمونو بزنیم .

خلاصه برای کنکور دانشگاه آزاد هر داوطلب باید جایی کنکور بده که اولین انتخابش اون شهر باشه . البته دوره ما اینجوری بود حالا را نمیدونم ولی موضوع بحث ما هم همون دوره هست .

بعضی از داوطلبان برای اینکه مثلا شهرشون اون رشته مورد علاقشونو نداره و برای اینکه مجبور نشن برن یک شهر دیگه برای کنکور فکری به  سرشون می زنه .

این داوطلبان گرامی اولین انتخابشون را شیراز انتخاب میکنن که شیراز کنکور بدن ولی رشته دوم و سوم و ... را همون رشته مورد علاقه می زنن .

 

 مثلا انتخاب اولشون را می زنن زمین شناسی شیراز ولی

علاقشون رشته زیست شناسی هست که اصفهان و تهران داره و

 و انتخابهای بعدیشون را می زنن زیست شناسی اصفهان و تهران و ... 

 

استدلالشون هم اینه که خوبه دیگه شیراز کنکور میدیم و مثلا اصفهان قبول می شیم .

حالا موقع کنکور میشه اینا میفهمن که رشته زمین شناسی از نظر رتبه پایینتر از رشته زیست شناسیه و اگر قرار باشه یکی از این شهرها قبول بشه حتما شیرازهو اگر زمین شناسی شیراز قبول نشه هیچ جای دیگه هم قبول نمیشه و با مشورت بعضیای دیگه فکر دیگه ای به سرشون می زنه .

 

روز کنکور به سوالات زیست شناسی و شیمی و ... کامل جواب میدن

ولی به سوالات زمین شناسی که میرسن کاملا سفید تحویل میدن

که مثلا زمین شناسی را صفر درصد بزنن که قبول نشن

 

این دیگه تنها راه و آخرین تیر توی تاریکی هست . مدتها درس خوندن – وقت گذاشتن – پول خرج کردن و کلاس رفتن و ... سه ماه دیگه هم منتظر میمونن تا جواب کنکور بیاد .

 

با هزار امید و آرزو میرن روزنامه میخرن و میبینن که قبول شدن ولی کجا ؟  شیراز

 

یعنی با اینکه زمین شناسی را صفر درصد زدن ولی همین رشته قبول شدن . این تازه اول راه هست

چون دیگه نمیتونن یک سال دیگه صبر کنن مجبورن بیان رشته زمین شناسی .

روز اول دانشگاه – انتخاب واحد ترم یک –

دروس پیشنیاز دانشجو : ریاضی پیش نیاز – زبان پیش نیاز – زمین شناسی پیش نیاز  

 

اگر تا اینجاش کامل خوندین و متوجه شدین خواهش میکنم چند لحظه کل این ماجرا را توی ذهنتون مرور کنید و خودتون را بزارین جای اون دانشجو ...

 

*************************************

 

این مطلب یک داستان نبود – من درآوردی هم نیست .

 

نمونه زنده این جریان ، آقای هادی زارع هست ورودی 81

 

اون تیر توی تاریکی متاسفانه دقیقا به هدف خورد و به نظر میرسه هدف خیلی خیلی بزرگ بوده

 

فقط یک جمله از دکتر اسماعیل بیگ درباره این موضوع بگم و بحث را جمعش کنیم :

 

این که هر سال دانشگاه 200 دانشجوی زمین شناسی می گیره

 

وَاللهِ بزرگترین خیانت به همه دانشجوهای این رشته هست

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 11:54  توسط سینا  |