سلام
امروز نوبت به سریال هفتگی جواهری در بخش می رسه و اتفاقا بالاخره قسمت آخرش هم هست .
کجا بودیـــــــــــــم .... آها ...
عالیجناب افقه بعد از این که اوضاع نابسامان قصر را سر و سامون داد ، دنبال یه نفر میگشت که بتونه پست بانوی اساتید بخش را به اون محول کنه .
به خاطر اینکه خانواده عالیجناب با خانواده قاسم چویی از قدیم مشکل داشتن نمیتونست این مطلب را مستقیما به بانو قاسم چویی بگه .
بنابراین از طریق بانوی اول آشپزخونه دربار یعنی بانو سوبیات این کار را انجام داد و دستور داد تا بانو قاسم چویی به عنوان بانوی اول اساتید بخش به کار در قصر ادامه بده . بعد هم یک جلسه ای ترتیب داد و در اون جلسه این انتخاب را به همه اعلام کرد و بعد هم همه به بانو قاسم چویی تعظیم کردن .
از اون به بعد دیگه هر کس که هر جا بانو قاسم چویی را می دید تعظیم میکرد و بهش می گفتن :
*** بــانـــــوی مــــــن ***
ولی این آخر ماجرا نبود به دلیل این انتخاب بانو سو بیات خیلی از دست عالیجناب ناراحت شده بود به همین خاطر هم یه روز که بچه عالیجناب افقه داشت با ساتور باباش ... چیز ... سنتور باباش بازی میکرد ، بانو سوبیات محکم زد تو سرش و از بخش فرار کرد ...

به خاطر همین هم دیگه کسی به بانو سوبیات نگفت بانوی من ...
***************************
***************
بچه های ۸۱ مثل اینکه خیلی به ما ارادت دارن ما هم همینطور !!!!
به مناسبت این ارادت ..........
تقدیم به وبلاگ geo81
از این وبلاگ خشک و تشنه و سردت ، تو روزی کوچ خواهی کرد
و اشک من تو را بدرورد خواهد گفت
غم این بی پیامی های پی در پی
همه توش و توانت ز تن برده است
دلت را خارهای نا امیدی سخت آزرده ست
وبلاگت چه افسرده ست
تو خواهی رفت ...
تو با چمان غم باری که اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست
خواهی رفت ...
تو را این بی پیامی های بی پایان
تو را از نیمه ره برگشتن یاران
تو را انبوه وبلاگان
......................................................................ز پا افکند
و اما من :
من اینجا پبش وبلاگم برای سالهای سال می مانم
خدا نگهدار ....................................................................
