تبليغاتX
زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

زمین شناسی دانشگاه آزاد شیراز

زمین شناسی

سلام

عکسی که در زیر مشاهده میکنید آینده ساختمان دانشکده علوم انسانی است . بله میدونم اصلا تو ذهنمون همچین دانشگاهی با این همه گل و بلبل و فضای سبز و ... جا نمیگیره . تقصیر نداریم چون از روز اول به جایی مثل صدرا با این وضعی که داره عادت کردیم .

          

به هر حال شاید هم قرار بوده دانشگاهمون این شکلی بشه ولی از یه جایی بودجه اش هاپولی شده . شاید هم چون دانشگاه آزاد بوده و با پول دانشجوهاش به کارش ادامه میده بودجه شون نرسیده ؟ نیست دانشجوها هم همه بد حساب .... دانشگاه هم که تا پول نگیره امکانات نمیده . این میشه که پول کم میاد . مثلا مجبور میشن برای آسایش دانشجوها از سرویسهای بیشتر ولی با کیفیت کمتری استفاده کنن تا مثلا هیچ دانشجویی تو ایستگاه پل معالی آباد یا سر گلستان معطل نشه . یا مثلا وقتی سوار شد سر پا نباشه ...

تازه بعد میبینن خیلی از پولها که گرفتن نیست باز مجبور میشن از دانشجوهای قاآنی هم پول سرویس بگیرن که کم نیاد . البته یه چیزی بگما : این که برامون سرویسهای اتوبوس ولوو نمیزارن دلیلش اینه که شان ما که دانشجو هستیم خیلی بالاتر از این حرفها هست . بنابرین اتوبوسهایی در شان خودشون برامون ردیف کردن .

                     

البته ما آزادیم میتونیم با اتوبوس واحد خط صدرا بیایم ( در جوار مهندسان خارجی که برای پروژه مترو شیراز از کشور همسایه یعنی افغانستان به ایران اومدن به صدرا میایم ) یا میتونیم با تاکسی بیایم ! یا اینکه پول بدیم سرویسها ولی با ماشین بابامون بیایم .

به هر حال ما دانشجوی  دانشگاه آزاد هستیم یا بهتر بگم ما دانشجوی آزاد هستیم و آزادیم هر کاری که دوست داریم بکنیم .

یکی از فلسفه های این که اسم این دانشگاه را آزاد گذاشتن همین بوده .

حالا چرا دانشگاه آزاد ؟ یکی از مسیرهایی که همه ما داریم برای درس خوندن را براتون به اختصار توضیح میدم .

اول ترم میری برای انتخاب واحد . شما آزاد هستین هر جور دلتون میخواد انتخاب واحد کنید ولی آخرش که خواستین فارغ بشین باید تاوانش را بدین . اگر هم درسهاتون با هم تلاقی داشت مهم نیست . راههای زیادی هست . مثلا به عمو جغد شاخدار ( ابطحی ) میگید براتون درستش میکنه ! اگه نشد باید بررسی کنین ببینید کدوم درسهاتون با هم تلاقی داره مثلا اگه با آقای قطمیری کلاس دارین زیاد جدی نگیرین آخرش برای حضور و غیاب بیاین سر کلاس . تازه اگر هم نیاین خبری نیست . تا سه جلسه حق قانونی شماست که غیبت کنین . اگر هم از 3 جلسه بیشتر شد بگین تو حذف و اضافه گرفتیم . برای درس خوندن هم عجله نکنید وقت هست . میانترم را هم جدی نگیرین اگر هم نشد اصلا نیاین سر جلسه . بعدش به استاد بگید ببخشید یادم رفت و یه خورده چونه بزنین میگه خیلی خوب همون پایان ترم را برات حساب میکنم . با این روش میشه اصلا قسمت میانترم را نخونین . اگر دیدید واقعا این درس خیلی سخته و ممکنه نمره این درس تو معدلتون اثر بدی بزاره میتونین قبل از امتحانات پایان ترم این درسو حذف نهایی کنین . حالا اگه نشد یا یادتون رفت میتونین موقع امتحان سر جلسه نرید و به اصطلاح حذف پزشکی کنید . گواهی پزشکی هم نمیخواد . تا سه تا درس گواهی نمیخواد ولی اگه از سه تا درس بیشتر شد نمیشه حتما گواهی پزشکی میخواد .

حالا اگر هم رفتین سر جلسه و درس را پاس نشدین عیب نداره ترم بعد هم نیاز بگیرین . اگر هم مشروط شدین باز هم عیب نداره . تا سه ترم اگه مشروط بشین خیالی نیست . بیشتر از سه ترم هم خیالی نیست یه تعهد میدین و ادامه تحصیل . اگر باز هم مشروط شدین باید معدل ترمتون از 10 بالاتر باشه بعد میتونین ادامه تحصیل بدین . حالا اومدیم و شما باز هم مشروط شدین این بار باید از قانون 11 – 11 استفاده کنید . ( معدل ترم و معدل تا ترم ) اصلا نترسید شما دانشجوی دانشگاه آزاد هستین و همچنان فرصت دارید . برای بار بعد که مشروط میشید باید برید تهران و تعهد بدین و به نرخ روز اگه اشتباه نکنم 112000 تومن هم پول بدین تا بهتون اجازه ادامه تحصیل بدن . به هر حال شما مشتریهای این دانشگاه هستین و در همه حال حق با مشتری است .

اصلا نگران طولانی شدن زمان تحصیلتون نباشید . هر وقت بخواین میتونین دوباره کنکور بدین و قبول بشین و واحداتون را معادل سازی کنین و ادامه بدین . البته همون جور که میدونین رقابت برای قبول شدن در دانشگاه شیراز اونم رشته زمین شناسی خیلی سخت و نفس گیره . خلاصه مدرک را به هر زوری هست بهتون میدن که خدایی کرده از دانشگاه فارغ التحصیل شدین بیکار نمونین .

در باره این مطلب که رنگی نوشتم تو پست بعدی با عنوان فاجعه براتون کامل توضیح میدم .

(( انشالله همه بعد از فارغ التحصیلی بریم سر کار تا بعد از 4 سال سرکار بودن بیکار نمونیم ))

خداحافظ ...

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آذر 1385ساعت 6:28  توسط سینا  | 

سلام

امروز قدر دانی داریم .

اما از کی ؟

از عکسها معلومه دیگه ...

 

 

یکی از اساتید پر مشغله و پرکار و باسواد و  زحمت کش و صبور و قانع و چشم پاک و همزمان هم مشغول تدریس و هم مشغول فراگیری علم در دانشگاه پایتخت ( تهرون )

البته کلاس کاری بالاست . بالاخره تهرونه دیگه . پایتخته . همه چی اونجا گرونه . تازه هزینه رفت و برگشت و خواب و خوراک و اقامت و لباس و پوشاک و مسکن و از همه مهمتر هزینه های سرسام آور دانشگاه

لازم دیدیم از طرف کـــل دانشگاه و همچنین اختصاصا  از طرف این وبلاگ قدر دانی و تشکری  از این استاد فر ریخته داشته باشیم که با همه این مشکلات ساخته و همچنان محکم و مسلط به کارشون ادامه میده .

البته هنوز زن نگرفته . اگه زن بگیره و تشکیل خانواده بده خرجش مسلما بیشتر هم میشه .

در مورد زن گرفتن ایشون و اینکه اون دلش با کیه صحبتی نمیکنیم چون اصلا وظیفه ما نیست .

 

                                                       

اما یه مسئله مهم یا بهتر بگم یه معما جوابش هم سخت نیست فقط یه خورده آی کیو می خواد :

استادی با این همه مشغله و گرفتاری و دردسر و بدبختی ، چرا سرش اصلا شلوغ نیست ؟

بعد از بررسی های انجام شده متوجه این قضیه شدیم که ایشون با یک تیم تحقیقاتی که سرپرست این تیم هم خودشون هستن دارن یک کار تحقیقاتی عظیم را انجام میدن . این کار در ایران برای اولین بار انجام میشه و باعث بسی اشمئزاز ما هست که استاد دانشگاه ما این کار را انجام میده . این عملیات گسترده بسیار هزینه بر گرون پاشون در اومده و در واقع  کفگیرشون به ته دیگ خورده . البته بچه مایه دار هست ها . ولی خوب دیگه دنیای امروز و خرجهای واویلا . اما به خاطر اون پیشینه ای که گفتم و مواردی که در ذیل به آن اشاره خواهد شد تصمیمی کبری گرفتیم تا کمکی هم اگه از دست ما برمیاد فروگذار باشیم .  

میدونین که این ترم ایشون 2 سکشن ژئوفیزیک – 2 سکشن زمین ساخت – 4 سکشن هم ساختمانی تدریس میکنن . با یه حساب ساده میفهمیم که ماهانه 26 واحد درس دارن ارائه میدن و حقوقش از اعضای هیات علمی دانشگاه مثل ( کریمی و قطمیری و ... ) هم بالاتره . ولی با احتساب همه این قضایا باز هم کفگیر به ته دیگ خورده و جیبش هم مثل سرش ...

بنابراین برای تشکر از این استاد گفتیم هدیه ای ترتیب بدیم و زحمات ایشون را ارج نهیم . ولی چیزی به ذهنمون نرسید براش بگیریم . چندتا گزینه هم داشتیم ولی همچین راسته کار ما نبود .

البته چند نفری هم از بچه ها پیشنهاد سشوآر و سری برس و شونه و ژل حالت دهنده و یک عدد هم کش قرمز رنگ برای بستن پشت موهاشون ارائه کردن ولی خوب مشکلات زیادی پیش اومد و نشد .

در ضمن شاید سلیقه ما خوب نباشه و از رنگش خوشش نیاد بنابراین تصمیم گرفتیم این هدیه را به صورت نقدی ( خشکه ) با ایشون حساب کنیم . طبق شناختی که از بچه ها داریم میدونیم که همه در این کار خیر شرکت میکنن مبلغ مورد نظر را تقسیم بر تعداد کل دانشجوهای دانشگاه کردیم و عددی که به دست اومد عبارتست از : نفری 60000 ریال . نترسین بابا به ریال گفتم میشه 6000 تومن .

این هدیه را طی مراسمی ویژه و با حظور اساتید بخش به سرپرستی علی اصغر ابطحی و با احترام تمام به ایشون تقدیم میداریم و از خداوند متعال پیشرفت روزافزون ایشون را خواستاریم .

این باعث میشه به خاطر پول زیاد هم فکر نکنن چون برای سرشون و هم برای حفظ ظاهرشون بده .

این هدیه در روز 4شنبه مورخ 8/9/85 در محل سالن امام خمینی دانشکده علوم انسانی راس ساعت ۱۱ ظهر به ایشون تقدیم میشه . از همین حالا بهتون قول میدم چهارشنبه تو سالن جای سوزن انداختن هم نیست . همه میان .  امیدواریم هیچ استادی بعد از این گرفتاری مالی و غیر مالی نداشته باشه . خوب ما هم باید احساس مسئولیت کنیم دیگه . طرف میخواد یک پروژه بزرگ را رهبری کنه !

میخواد هفته ای چند روز بره تهرون و بیاد هی بره هی بیاد . خوب این پولشو کی باید بده ؟

میخاد زن بگیره از کجا پول مخارج را بده ؟

میخاد کتاب ترجمه کنه . میخاد متنهاش را تایپ کنه – میخاد به استادشون تحقیق ارائه بده .

خوب اینا همش خرج داره .

2 سکشن ژئوفیزیک – 2 سکشن هم زمین ساخت میشه 100 نفر ضربدر 6000 تومن میشه 600000 تومن خوب از کجا بیاره ؟ با 600000 تومن میشه یک کتاب 700 صفحه ای را ترجمه کرد .

شاید هم بشه یکی کتاب 200 صفحه ای و بقیه اش هم بره تو جیب مبارک .

شاید بشه یک تحقیق 50 صفحه ای و بقیه اش بره تو جیب مبارک . شاید همش بره ...

چرا بخیل هستین ؟ چرا به کمک یک هم نوع فکر نمیکنین ؟

مگه شما ها از جیب خودتون میخواید بدین ؟

ترمی 400000 تومن دارین پول میدین برای 6000 تومن صرفه جو شدین ؟  

شما دارین هر ترم 200000 تومن برای درس عملیات صحرایی پول میدین . اول ترم هم که درستون شروع شد نفری 4000 تومن دیگه هم دنگی میدین به سرگرههاتون و برای افقه و اسدی و سبزه ای و نوری و ... حمالی میکنین  بعد برای 6000 تومن ... واقعا که .

برای یک جشن فارغ التحصیلی نفری 14000 تومن ضرب در 120 نفر میشه 1680000 تومن میشه یک هفته جشن گرفت . تازه منهای کمک هزینه دانشگاه اونم از نوع 500000 تومنیش . بعد برای 6000 تومن

من دیگه حرفی ندارم ...

ببخشید که شاید با حرفهام ناراحتتون کردم . البته اگر با امثال این حرفها و بحثها کمی هم ناراحت میشیم جای بسی خوشحالیه . چون مشخص میشه هنوز بیدار هستیم .  

 

بیدارهرکه گشت درایران رود به دار            بی دار و زندگـانی بیــدارم آرزوست

خداحافظ ...

+ نوشته شده در  شنبه چهارم آذر 1385ساعت 12:33  توسط سینا  |